شنیدن سخن خداوند در مسیحیت و اسلام

بیروت

این کتاب پنجمین مجموعه از مقالات و سخنرانى ها در موضوع گفت و گو و همکارى میان مسیحیت و اسلام، که مرکز آن در حریصاى لبنان قرار دارد، منتشر شده و آندریاس بشته و عادل تئودورخورى نیز بر این پروژه نظارت داشته اند. گفت و گوى میان مسلمانان و مسیحیان، که محصول آن از سوى این مرکز منتشر مى شود، در سال1977 در دانشکده قدیس جبرائیل آغاز شد و محور برنامه نخست آن "ایمان به خدا،آن گونه که در انگاره سنت کلامى - اسلامى و مسیحى تجلى یافته است" بود، و این که انسانى که با دیده دل خویش به این تصویر از خدا مى نگرد، چگونه انسانى است؟ پرسش اساسى این بود که
ادامه نوشته

پولس و شريعت (1)

اشاره
 

پولس در شمار بحث انگيزترين الاهيدانان مسيحى است كه تأثير عميقى بر سامانه آموزه هاى مسيحيت داشته است. او هرگز نتوانست عيسى را درك كند و به شاگردى اش درآيد، اما وى را بايد از عوامل مهم تشكيل دهنده تاريخ مسيحيت دانست، نه فقط يك شخص خاص. بى گمان در ميان آراى پولس كه به شكلى زنجيرهوار درهم تنيده اند، رويكرد او به شريعت پردامنه ترين مباحث را در مجموعه عهد جديد و رسائلش به خود اختصاص داده است. او تلاش مى كند تا با طرح پيش فرض هايى الاهياتى جوهره شريعت را انكار كند و مردم را به حيات روحانى در عيسى مسيح فرا خواند; چيزى كه از عيسى(ع) نمى توان تأييدى بر آن يافت.
ادامه نوشته

پولس و شريعت (2)

3ـ3. هبوط
 

پيش فرض ديگر پولس در نقد شريعت، تفسير ويژه او از هبوط است; تفسيرى كه تا پيش از او در ادبياتِ مسيح و عهد عتيق به معناى رانده شدن از بهشت تفسير مى شد. آفرينش انسان در موقعيتى متمايز و آسمانى، از اصول بديهى الاهيات مسيحى است. بر اساس اين باور، انسان برترين آفريده خدا است. «متن محورى در اعتبار اين آموزه، آيه 27 از باب نخست سفر پيدايش است كه بيان مى كند كه آدمى در چهره و صورت خدا آفريده شده است.»[38] اما او نتوانسته است اين موقعيت ممتاز را نگه دارد و در اثر گناه از آنچه داشته و از مواهب آسمانى كه در اختيارش گذاشته شده بود، جدا شده و در وضعيت تازه اى قرار گرفته است. اين اصل الاهياتى كه بى ترديد ريشه در آموزه هاى پولس دارد، در حقيقت هبوط را نوعى تنزل رتبه اى معنا مى كند; به آن معنا كه آدم به دنبال گناه از منزلت بلند خود به پايين سقوط كرد
ادامه نوشته

پولس و شريعت (3)

4. شريعت و نجات
 

«از آن جا كه به اعمال شريعت هيچ بشرى در حضور او عادل شمرده نخواهد شد» (روميان 3:20).
در ابتدا لازم است معناى نجات[65]
پيش از اين گفته شد كه پولس شريعت را مقدس، روحانى و موهبتى الهى براى بنى اسرائيل مى داند. با اين همه، او معتقد است كه شريعت نمى تواند در نجات انسان به معناى يادشده تأثيرگذار باشد و انسان را از آن وضعيت پيش آمده رهايى بخشد و در حقيقت او اعلام مى كند كه «از اعمال شريعت هيچ بشرى عادل شمرده نمى شود» (غلاطيان 2:16).
ادامه نوشته

پولس و شريعت (4)

7. معناى طرد شريعت نزد پولس
 

در اين جا با يك پرسش اساسى روبه رو مى شويم و آن اين كه آيا به راستى پولس مبلغ نوعى اباحى گرى است؟ آيا او در پى آن است كه بنى اسرائيل را در انجام احكام شرعى بى رغبت كند؟ به بيان روشن تر، آيا او مى خواهد دزدى، دروغگويى، زنا و بت پرستى و ساير احكام شرعى را ملغى اعلام كند؟ يا نزاع پولس با عنصر تشريع و نقش آن در رستگارى و نجات است نه انجام دادن احكام شرعى؟
ادامه نوشته

مسيح در آيين يهود (1)

 

چكيده
 

يكي از مدعاهاي مسيحيان اين است كه حضرت عيسي عليه السلام همان مسيحاي انبياي موعود بني اسرائيل است. در مقابل، يهوديان منكر اين امر هستند و مدعي اند مسيحاي موعود هنوز ظهور نكرده است و در انتظار اويند.
اين مقاله با رويكرد تحليلي و بررسي اسنادي به بررسي عهد عتيق، تلمود و عرفان قبالاي يهود پرداخته و تلاش مي كند تا مجموعه ويژگي هاي مسيحا در اين نوشته ها، و انطباق آن بر شخصيت آن حضرت را بررسي نموده و نشان دهد آيا در اين منابع، نشان و يا قرينه اي از الوهيت مسيحا مي توان يافت يا خير؟
كليد واژه ها: بني اسرائيل، مسيحا، يهود، عهد عتيق، عهد جديد، تلمود، قبالا.
ادامه نوشته

مسيح در آيين يهود (2)

مسيحا در تلمود
 

انديشه ي مسيحا در كتاب تلمود (1) داراي پيچيدگي است؛ زيرا اختلاف نظر ربانيّون درباره ي مفهوم مسيحايي و عقايد پيرامون آن، به گونه اي است كه شكل آن را سست و نامتعين مي سازد. آرمان مسيحايي پس از ويراني دوم اورشليم به دست تيتوس در سال 70 م قوت گرفت و اين اميد و آرمان در برخي از نوشته هاي مكاشفه اي كه پس از اين ويراني پديد آمد، منعكس گرديده است.(2) در بيشتر اين پيشگويي ها، به دوراني از رنج ها و سختي ها اشاره مي كنند و آنها را «محنت هاي مسيحايي» مي نامند كه به شكل هاي گوناگون اجتماعي و سياسي روي خواهد داد و احكام ديني و اخلاقي سست، و مورد بي توجهي قرار خواهد گرفت و در جنگي كه رخ خواهد داد، مسيحا بن يوسف كه چهره ي مبهم آگاداي تلمود است، كشته خواهد شد؛ اما الياس كه پيشاهنگ مسيحاست، او را دوباره زنده خواهد كرد و ديگري نيز انجام خواهد داد؛ مانند: تفسير كتاب مقدس، تصحيح نسب نامه هاي بني اسرائيل، انجام معجزات و واداشتن بني اسرائيل به توبه ي حقيقي و... .
ادامه نوشته

مسيح در آيين يهود (3)

مسيحا در عرفان قبالا
 

يكي از مواضعي كه بحث مسيحا در آيين يهود را مي توان در آن پي جويي كرد، عرفان يهودي است كه به «قبالا» معرف است. در قرن سيزدهم ميلادي كه گرايش هاي عقلي درباره ي تفسير دين و شريعت يهودي به اوج خود رسيده بود، گرايش مخالفي ايجاد شد و هر گونه بحث عقلي را تحريم، و بر تأملات عرفاني تأكيد كرد و به اين صورت، عرفان قبالايي شكل گرفت. البته مي توان نخستين نشانه هاي اين گرايش را در سال هاي دراز و ناخوش بني اسرائيل در كتاب دانيال و برخي نوشته هاي گائوني (1) متقدم ومتأخر يافت. اين گرايش عرفاني در دوراني كه بسياري از يهوديان اميد خود را از دست داده بودند، بارقه اي از اميد به رهايي و ظهور مسيحا را در دل آنها روشن كرد و آرزوي آينده روشن را براي آنها زنده كرد؛ هر چند توده ي مردم قدرت درک مفاهيم عرفاني و قبالا را نداشتند. بنابراين، در اين دوران نيز مدعيان دروغيني پيدا شدند و با ادعاي مسيحا بودن، عده ي زيادي را همچون ديگر مدعيان فريب، و به انحراف يا نااميدي سوق دادند كه مي توان از «ابراهيم ابوالعافيه» (1291-1240) اهل طليطله و «نيسيم بن ابراهيم» مدعي نبوت در شهر اويلا در اسپانيا نام برد.
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (3)

صابئين و حرانيان

در قسمت هاي قبل اشاره به موضوع صابئين و حرانيان كرديم. اما اين موضوع را در اين قسمت تكميل مي كنيم.
بر اساس يك روايت تاريخي، حرانيان در زمان مأمون خليفه عباسي ، براي كسب امتياز اهل كتاب بودن خود را صابئه خواندند. از اين پس عموم محققين و مورخين و متكلمين قرون ميانه اسلام همواره صابئين را گروهي ستاره پرست و معتقدان به اصحاب روحانيات همسان حرانيان معرفي كردند. دليل ديگر يكسان سازي صابئين و حرانيان توسط اين مورخين، استقرار طولاني صابئين مغتسله در شهر حران بود.
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (4)

8- الملل و النحل اثر محمد بن عبد الكريم شهرستاني

شهرستاني از متكلمين و فلاسه قرن ششم هجري است. در 479 ه ق در «شهرستانه» خراسان متولد و در 548 ه ق در موطنش سر به خاك مي گذارد اثر الملل و النحل است. به تعبيري مي توان آن را تاريخ دين و فلسفه ناميد. او در اين كتاب به تشريح آرا فلاسفه يونان و اسلام و انديشه هاي ديني عرب جاهليت و هند و ايران باستان و صابئني مي پردازد بخش مربوط به صابئين، تحت عنوان «صابيان»، از مهمترين مباحث كتاب شهرستاني است . تشريح آرا صابئيان در اندازه هايي كه شهرستاني ارائه كرده است ، در هيچ متني تاريخي – اسلامي يافت نمي شود . منابع شهرستاني در تشريح آرا صابئيان نامعلوم است. دسترسي شهرستاني به آرا صابئيان نيز غير قابل ارزيابي است. زيرا او در زماني مي زيسته كه تمامي معابد شهر حران (ويراني در 424 ه ق) نابود شده بودند. شهرستاني در طول زندگانيش تنها سه سال در بغداد (نظاميه بغداد) حضور داشته (510 تا 514 ه ق)، و ما بقي عمر خود را در ايالت خراسان بسر برده است. اگر تاريخ تاليف او را در 512 ه ق باور داشته باشيم، همواره اين سوال را در پيش رو خواهيم داشت كه با توجه به اقامت كوتاه سه ساله او در بغداد ، آيا منابع كافي در اختيارشهرستاني قرار گرفته، تا به تفسيري در كتابش درباره صابئين آمده ترديد نداشته باشيم؟
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (5)

زبان صابئين

يكي از راه هاي تعيين كننده خاستگاه مندايئان، بررسي هاي زبان شناسانه است. زبان هر قوم نشان دهنده خاستگاه جغرافيايي و تعلقات قومي – نژادي است. ما در اين بررسي بيش از همه مرهون تلاشهاي رودلف ماتسوخ زبانشناس فقيد آلماني هستيم. او در سال 1992 در پي حمله قلبي در شهر برلين وفات يافت. آخرين اثر او بررسي لهجه خرمشهري در زبان مندايي است كه پس از اقامت سه ماهه شيخ سالم چهيلي در برلين تدوين يافت.
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (6)

دولت صابئين

مندائيان در طول تاريخ دو هزار ساله شان هيچ گاه دولت نداشتند. مندائيان به علت عدم استنتاج كلامي – فقهي از تعاليم ديني شان نتوانستند (در سير جامعه ديني شان)، به دولت مستقل و يا امارت دست يابند.
مهمترين عامل غير مادي در عدم دستيابي مندائيان به قدرت سياسي، همانا تعاليم ديني ايشان است. تعاليم ديني ، استفاده از زور و شمشير و به كارگيري قضاوت را ممنوع اعلام كرده است. برتري انسان بر انسان و يا حكومت انسان بر انسان محكوم شده است. هيچ انساني نبايستي عقل و اراده و روان خود را در اختيارانسان ديگر بگذارد. هر انسان بنا به عقل فطري اش به قدرت آسماني و قدرت لايزال فرشته هاي نوراني ايمان پيدا كرده، از اين طريق كمبود عقده حقارت و عقده قدرت در ضمير ناخودآگاه خود را بر طرف مي كند. در انديشه سياسي – ديني مندائيان، انسان حاكم انسان نيست، انسان راهبر جامعه نيست، انسان شاه انسان نيست، انسان راهبر جامعه نيست، انسان فقط دوست انسان است، كمك كار و دستگير انسان ديگر است . هيچ انساني حق ديكته كردن فكر و عقيده و عملش را بر انسانهاي ديگر ندارد.----
ادامه نوشته

تعریف تثلیث / تثلیث چیست

«سپر ايمان» مثلث تثلیث - بیانگر فرمول تثلیث در مسیحیت


ادامه نوشته

مسيحيت  (27 مقاله )

برای مشاهده لیست مقالات به ادمه مطلب مراجعه کنید .
ادامه نوشته

دانشنامه ادیان / آشنایی با ادیان

به ادمه مطلب مراجعه کنید .
ادامه نوشته

ادیان الهی




ادامه نوشته