جهان بيني زرتشت براساس سرودهاي گاتها (1)

مقدمه
 

براي انجام هر نوع مطالعه درباره ي دين باستاني ايران زمين، بي شک مهم ترين منبع مطالعه، کتاب مقدس آئين زرتشتي يعني « اوستا» و پس از آن کتابهاي ديني است که در دوره هاي بعدي و به زبان پهلوي نگاشته شده اند.
ادامه نوشته

جهان بيني زرتشت براساس سرودهاي گاتها (2)

اهوره مزدا و امشاسپندان
 

اهوره مزدا در آموزه هاي زرتشت تنها خدا و آفريدگار زمين و آسمان است. نام او در گاتها به سه صورت « اهوره»، « مزدا» و « مزدااهوره» آمده است، اما در ديگر بخشهاي اوستا بيشتر به صورت « اهوره مزدا» ديده مي شود. اين نام از دو جزء « اهوره» و « مزدا ( مزداه)» ترکيب يافته و جزء نخست آن به اعتقاد بسياري از محققين همان « اسوره»asura سنسکريت است که يکي از دو گروه خدايان ودايي بوده اند. در ايران برخلاف هند، چنانکه از گاهان و جريان تحول دين زرتشتي برمي آيد، اسوره ها به خدايان نيکي و دئوها daevas به ديوان يا آفريدگان کارگزاران و دستياران اهريمن تبديل گشتند. اهوره مزدا در آموزه هاي زرتشت از مرتبه ي بزرگترين اسوره به مرتبه ي تنها اسوره ارتقاء يافته و صفت « مزدا»( از مذاس سنسکريت به معناي دانش و هوش است) به معناي هوشيار، دانا و آگاه به نام او اضافه شده است. به اين ترتيب« اهوره مزدا» بر روي هم به معناي سرود دانا يا خداوندگار آگاه است.(1)

ادامه نوشته

جهان بيني زرتشت براساس سرودهاي گاتها (3)

انسان و خويشکاري او
 

چنانکه گفته آمد، عالم صحنه ي درگيري و نبردي ديرين ميان راستي و دروج، سينته مينيو و انگره مينويست. انسان در اين گير و دار، در ميانه ي اين دو قطب قرار دارد و مي بايست در انتخابي که در کمال آزادي اراده و اختيار صورت مي گيرد، راستي را برگزيند:
ادامه نوشته