اهل حديث‏

در دوران متوكل عباسى معتزله غالباً قلع و قمع شدند و در مقابل آنها، مكتب اهل حديث رونق يافت. اهل حديث برخلاف معتزليان كاملاً نص‏گرا و ظاهرگرا بوده و براى عقل ارزش و اعتبارى قائل نبودند. اين مسأله شديداً آنان را به سوى سطحى‏نگرى و درك عوامانه از دين سوق داده است.
ادامه نوشته

پیشوای حنبلیه

گرایش حنبلیه
احمدبن حنبل (۱۶۴ـ۲۴۱) نخست، مانند استادش محمد بن ادریس شافعی (۱۵۰ـ۲۰۴؛ مؤسس شافعیه ) کوشید تا با الهام از دو مذهبِ حنفی و مالکی که اولی در مکتب فقهی کوفه (با محوریت پیروی از رأی ) و دومی در مکتب فقهی مدینه (با محوریت پیروی از حدیث ) ریشه دارد، راه میانه‌ای را بگشاید ولی رفته رفته مذهب چهارمی را با گرایشی متمایز و مبتنی بر التزام شدید به نص قرآن و حدیث پایه گذاری کرد. [۲] [۳] [۴] [۵] گرایش مذهب حنبلی به نقل، چنان غلیظ و شدید شد که بر مذهب مالکی پیشی گرفت.

ادامه نوشته

مذهب حنبلي چگونه مذهبي است


اهل سنت چهار مذهب فقهي معروف دارند كه عبارتند از:
1. مذهب حنفي: موسس اين مذهب ابو حنيفه، نعمان بن ثابت بن زوطي بن ماه مي باشند. وي اصالتاً ايراني بوده زيرا جدش، زوطي از اسيران كابل بوده است ولي ابوحنيفه در 80 هـ در كوفه متولد شد و در همانجا به آموختن فقه و علم كلام پرداخت و در سال 150 هـ در گذشت.
2. مذهب مالكي: موسس اين مذهب مالك بن انس مي باشد. وي فقيهي عربي الاصل بود كه در مدينه متولد شد و در همانجا درگذشت.

ادامه نوشته

تاریخچه مذهب حنبلی

اين مذهب در ميان مذاهب فقهى اهل سنت، از نظر پيدايش و پيروان، در رتبه چهارم است. مؤسس مذهب حنبلى، ابوعبدالله احمد بن محمد بن حنبل شيبانى است. او ريشه عربى داشت. جدش در زمان امويان فرماندار سرخس بوده. ابن حنبل در سال 164 ه.ق.در شهر بغداد زاده شد و در كودكى قرآن را از بر كرد. ابتدا نزد قاضى ابويوسف به فراگيرى فقه پرداخت اما پس از مدتى به اهل حديث روى آورد. او تا زمانى كه شافعى به مصر نرفته بود، در نزد وى فقه آموخته و از شاگردان برجسته‏اش بود. اصرار او بر آفريده نبودن قرآن، او را رو در روى دولت عباسيان قرار داد. و در زمان معتصم به مدت 18 ماه به زندان افكنده شد. اما با به قدرت رسيدن متوكل، از او دلجويى شد و آن قدر قرب يافت كه متوكل بى‏مشورت او كارى را به انجام نمى‏رسانيد.

ادامه نوشته

مذهب حنبلی از مذاهب فقهی اهل سنت


مذهب حنبلي، يكي از چهار مذهب اهل سنت است كه مؤسس آن امام احمد بن حنبل مي باشد ، نام او ابو عبدالله است ، ايشان در بغداد به دنيا آمده و در همان شهر از دنيا رفتند . او فقيهي بود كه بسيار سفر مي نموده و در طلب علم و حديث به شام ، حجاز ، يمن ، كوفه و بصره رفت و احاديث بسياري گردآوري و آنها را در مجموعه اي كه « مسند ابن حنبل» خوانده مي شود ، فراهم آورد .
ابن حنبل از تمسك به راي تبري مي جست و تنها به كتاب الله و حديث استدلال مي كرد . ابن حنبل از بزرگترين شاگردان شافعي بود ولي از مذهب وي روي برتافت و مذهب مستقلي به نام مذهب حنبلي ايجاد كرد. [1]
امام احمد بن حنبل مذهب خود را بر اصول ذيل بنياد نهاد :

ادامه نوشته

مذهب مالکی و شخصیت او

شخصیت مالک
این مذهب، دومین مذهب اهل سنت از نظر قدمت و سومین آن از نگاه قلمرو است. مؤسس این مذهب، مالك بن انس بن مالك بن عامر اصبحى مدنى از طبقه سوم فقیهان تابعی مدینه است. او حدود سالهای 90 تا 97 در آن شهر تولد یافت. مالک بیشتر زندگانی خود را در مدینه سپری کرد. فقه را نزد ربیعة بن فروخ، ابن شهاب زهری، نافع مولی عبدالله بن عمر بن هرمز، امام جعفر صادق (ع) و ابوالزناد فرا گرفت. وى از پـيـشوايان مكتب حديث علم آموخت. عبدالرحمن بن هرمز و عبدالرحمن معروف به ربيعة الراى (م136ق) از استادان او هستند. در سن هفده سالگى پس از آن كه اساتيدش او را در فقه و حديث گواهى كردند مالك (93ـ197ق) در مدينه به فتوا دادن و تدريس پرداخت و حدود هفتاد

ادامه نوشته

شخصیت محمد بن حنفی

محمد بن حنفیه از شخصیت های علوی است که ابهامات و اشکالاتی در تاریخ زندگی وی به چشم می خورد . از جمله، علت شرکت نکردن او در قیام کربلا و عدم همراهی او با امام حسین (ع).

علما و رجال شناسان شیعه برای روشن ساختن این ابهام و در مقام دفاع از محمد بن حنفیه دلایلی را مطرح کرده اند . به اعتقاد اینان عدم شرکت ابن حنفیه از سر نافرمانی و مخالفت با امام (ع) نبوده و او در عدم همراهی با امام (ع) دلایل موجهی داشته است; از جمله:

ادامه نوشته

ابوحنیفه نعمان بن ثابت

ابوحنیفه نعمان بن ثابت (۸۰ ــ ۱۵۰ هجری قمری/۶۹۹-۷۶۷م) فقیه و متکلم نامدار کوفه و پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت است. اهل سنت او را «امام اعظم» و «سراج الائمه» لقب داده‌اند. پیروان ابوحنیفه را حنفی می‌نامند.

بیشتر منابع، اصلیت او را از کابل می‌دانند. در برخی منابع هم ترمذ یا نسا به عنوان محل سرزمین اجدادش نام برده شده‌است.ایرانیکا می‌گویند جد وی از موالی و ایرانی بود. وی در سال ۸۰ هجری قمری در شهر کوفه متولد شد.
وی در نزد اهل سنت یکی از بزرگ‌ترین فقها به شمار می‌رود.
ابو حنیفه چون منصب قضاوت را که از سوی خلیفه منصور عباسی پیشنهاد شده بود نپذیرفت به امر خلیفه به زندان افکنده شد و شکنجه گردید. در سال ۱۵۰ هجری در زندان در اثر مسمومیت یا شلاق درگذشت.
مذهب حنفی بر هفت اصل استوار است که عبارت‌اند از:

ادامه نوشته

گذری بر شخصیت محمد بن حنفیه

ابوالقاسم محمد بن امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام معروف به محمد بن حنفیه، از مردان بزرگ روزگار در علم، زهد، عبادت و شجاعت بود. او در زمان حکومت پدرش امیرالمؤمنین در جنگهائی متعددی شرکت کرد و در جنگ جمل پرچمدار سپاه امام علی (ع) بود.
تاریخ ولادت آن جناب را برخى از مورخین زمان خلافت ابو بكر دانسته،برخى سال بیست و یكم هجرت و گروهى سال پانزدهم ذكر كرده‏اند كه با توجه به رشادتها و شجاعت وى در جنگ جمل و صفین كه پیش از این ذكر شد،شاید همین قول اخیر و یا قول اول صحیحتر از اقوال دیگر باشد.
رحلت آن جناب را نیز برخى سال هشتاد هجرى دانسته چنانكه از كامل جزرى نقل شده 1 و برخى سال 84 ذكر كرده‏اند،چنانكه در اكمال صدوق (ره) آمده است.

ادامه نوشته

حنفیه


ابوحنیفه نعمان بن ثابت (۸۰ ــ ۱۵۰ هجری قمری/۶۹۹-۷۶۷م) فقیه و متکلم نامدار کوفه و پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانه‌ی اهل سنت است. اهل سنت او را «امام اعظم» و «سراج الائمه» لقب داده‌اند. پیروان ابوحنیفه را حنفی می‌نامند.
وی در نزد اهل سنت یکی از بزرگ‌ترین فقها به شمار می‌رود.
ابو حنیفه چون منصب قضاوت را که از سوی خلیفه منصور عباسی پیشنهاد شده بود نپذیرفت به امر خلیفه به زندان افکنده شد و شکنجه گردید. در سال ۱۵۰ هجری در زندان در اثر مسمومیت یا شلاق درگذشت.
مذهب حنفی بر هفت اصل استوار است که عبارت‌اند از:
-۱قرآن -۲سنت -۳ قول صحابه -۴ قیاس و رأی -۵ استحسان -۶ اجماع -۷ عرف
ادامه نوشته

شخصیت شافعی


ابوعبدالله محمدبن ادریس بن عباس شافع، مؤسس و پیشوای مذهب شافعی و سومین امام از ائمه اهل سنت و معروف به "امام شافعی" نسب او به هاشم بن عبدالمطلب که برادرزاده هاشم بن عبد مناف است، می رسد و منسوب به جدش "شافع بن سائب" است که رسول خدا و زمان او را درک کرده است. او در یکی از شهرهای فلسطین «غزه یا عقلان» و یا به قولی در یمن سال 150 هـ ق به دنیا آمد و همان روز ابوحنیفه مؤسس مذهب حنفی از دنیا رفت. پدرش را در کودکی از دست داد و با مادرش که او را به مکه برده بود، زندگی می کرد. زندگی سخت و فقیرانه ای داشتند. فقه و حدیث را در مکه آموخت و ظاهرا مدتی هم در یمن در طلب شعر و لغت و نحو و اینها بود، تا اینکه به پیشنهاد مصعب بن عبدالله بن زبیر که حدیث و فقه را یاد بگیرد، به مدینه رفت و از 20 سالگی نزد مالک بن انس، پیشوای مالکی ها به تعلیم پرداخت.

ادامه نوشته

مذهب شافعي و عقايد آن

همة‌ دين ها پس از اندك زماني از تأسيس و مؤسس آن، به فرقه ها و گروه هاي متعدد منشعب مي گردند. معمولاً اختلاف بر سر مسائلي در رابطه با خداوند، جبر و اختيار، چگونگي عبادت و تنوع مشرب ها و ... فرقه ها و گروه هايي را پديد مي آورد، دين اسلام هم از اين قاعده مستثني نشده و بعد از رحلت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ تقريباً در دو قرن اول هجري، مسلك ها و روش هاي جديدي پيدا شد كه مسلمين را به گروه ها و فرقه هاي متعدد تقسيم كرد.

ادامه نوشته

نگاهی گذرا به مذهب فقهی شافعی

نگاهی گذرا به مذهب فقهی شافعی
فقه اسلامی مظهری از توجه امت اسلامی به شریعت الهی می باشد که در این میان فرق و مذاهب گوناگون اسلامی هرکدام به نوبه خود به استنباط و استخراج ا حکام شریعت از قرآن وحدیث پرداخته اند ودر این میان فقه شافعی نیز از اهمیت به سزایی برخوردار است که این مقال خواستار آشنایی خوانندگان با این مکتب فقهی میباشد.

ادامه نوشته

مخالفت آدم با نهى الهى در استفاده از شجره ممنوعه

از مجموع آيات مربوط به قصه ى آدم، به دست مى آيد كه آدم با نهى خداوند از خوردن ميوه ى درخت ممنوعه، مخالفت نمود.ذراين حقيقت با تعبيرهاى مختلفى مانند:( ...ذاقَا الشَّجَرةَ... )( [1])، ( ...فَأَكَلا مِنْها... )( [2]) و ( ...عصى آدَمُ ربَّهُ... )( [3]) بيان شده است. در هر حال بزرگترين دستاويز قائلان به عدم عصمت انبياء، همين داستان آدم است چيزهايى كه مى تواند دستاويز آنان قرار گيرد، به اين شرح است:
آدم با نهى الهى كه فرمود:( ...وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَة... )( [4]) مخالفت كرد ومخالفت با نهى مؤكد، موجب گناه است و با عصمت سازگار نيست.

ادامه نوشته

برحق بودن شیعه

برتري مذهب تشيع به خاطر حق بودن آن است و دين حق در هر برهه اي منحصراً يك دين است و ساير اديان موجود يا اساساً باطل و بي اساسند و يا منقرض و منسوخ و امروز شريعت حقه، شريعت اسلام است، و اسلام ناب و راستين
در چهره مذهب تشيع متجلي شده است و تنها آموزه هاي شيعه است كه مي تواند بيانگر اسلام ناب محمدي باشد.
شواهد تاريخي و متون ديني مؤيد نكته اي است كه بيان شد و اين ويژگي در وهابيت وجود ندارد.

ادامه نوشته

تاثير شيعيان ايراني درگسترش مذهب شيعه درعراق

قيام هاي شيعيان، برگرفته از اصول و تعاليم دين مبين اسلام مي باشد و بر طبق تعاليم پيامبر اكرم(ص) راهي براي تسلط و نفوذ بيگانه در جامعه اسلامي نيست و اسلام، اساس و پايه« حاكميت مي باشد؛ لذا رهبران مذهبي بر اساس رسالت خويش، هدايت قيام ها را بر عهده گرفتند و مردم به سبب علايق مذهبي كه با علما داشته و دارند، آنها را در قيام هاي سده« اخير عراق همراهي كردند؛ گفتني است به دليل سكونت شيعيان در مناطق جنوبي عراق، اكثر اين قيام ها در اين مناطق اتفاق افتاده است و البته يكي از دلايلي كه اين قيام ها به

ادامه نوشته

فرق شيعه علوي با شيعه جعفري 12امامي


علوي در لغت به معناي منسوب به علي(عليه السلام) است و در اصطلاح به كسي گفته مي شود كه آن حضرت را بر سه خليفه ديگر ترجيح داده و پيرو اوست. علويان حدود هشت قرن پيش به سرزمين آناتولي آمدند و اكنون حدود يك سوم جمعيت تركيه را تشكيل مي دهند و 20 الي 25 ميليون جمعيت دارند. علويان در تمام مناطق تركيه زندگي مي كنند، ولي بيشتر آنها در غرب تركيه هستند. علويان از حيث ادب و هنر بسيار غني اند و از زماني كه به آناتولي آمدند صدها تن شاعر و متفكر تربيت كردند. فشارهاي عثماني باعث شد كه آنان از منابع و ارزش هاي خود دور بمانند. از زمان تشكيل حكومت تركيه نيز چون تمام مراكز ديني بسته شد، مراكز علويان هم تعطيل شد و اين نيز تأثير بسزايي در دور ماندن آنها ازارزش هاي خود داشته است. علويان از حيث اعتقاد، شيعة دوازده امامي و از حيث مذهب، جعفري هستند. اين را هم در كتاب هاي خود ذكر كرده اند و هم بزرگان آنها در تحقيقات ميداني ما بيان كرده اند. بشار اسد نيز از شيعيان علوي به شمار مي آيد.

اتحاد آموزه های ادیان الهی

بايد متذكر شد دين يكي است و همه ي انبياء نيز آمده اند براي ابلاغ و حفظ و تبيين همان دين. دين از سه بخش اساسي تشكيل شده است؛ كه عبارتند از: معارف، اخلاقيّات، احكام عملي.
معارف اموري نظري و فهميدني هستند كه عقائد ديني مثل خداشناسي و راهنماشناسي و فرجام شناسي از آن جمله اند. اين بخش از دين، از آدم تا خاتم يكي بوده است.

ادامه نوشته

تعامل با ادیان از نظر قرآن کریم

تعامل میان ادیان تنها در بستر شناخت عقلانی و فطری امكان پذیراست
خداوند در آیه «لا اكراه فی الدین» در سوره بقره تصریح می كند كه: تعامل بین ادیان در بستر شناخت و معرفت شكل می گیرد و نمی توانیم كسی را مجبور كنیم تا به دینی گرایش پیداكند. استاد مطهری معتقد بود این آیه انشایی است و نه دستوری و به معنای این است كه اكراه در دین و كسی را به پیروی قلبی از دینی مجبوركردن، شدنی نیست. در تعامل میان ادیان، دینی موفق تر خواهدبود كه دارای منطق قویتر و با فطرت انسانی مطابق باشد.

ادامه نوشته

تعامل با ادیان در سیره پیامبر اکرم (ص)

تعامل مثبت و منطقى پیامبر اكرم (ص) با ادیان و مذاهب عصر خود
از جـمـله رازهـاى مـوفقیت پیامبر اعظم (ص )، داشتن منطق كاملاً روشن در برخورد با جریان هـاى اعـتـقـادى ـ دیـنى و آیین عصر خویش بود؛ چه اینكه از یك سو با بت و بت پرستى و كفر و شرك و نفاق در عقیده و عمل مبارزه فرهنگى و اجتماعى كرد و مثلث كفر، شرك و نفاق نـیـز در طـول دوران رسـالتـش در بـرابـر او قـرار گرفت و از هیچ مبارزه اى در برابر «اسـلام » و تـوحـیـد و عـدالت فروگذار نكرد.

ادامه نوشته

تعامل فرهنگی ایرانیان و اعراب قبل از اسلام


ایران در آینه زمان و مكان
1- از نظر تاریخی پیرامون نشأت نژاد آریایی در ایران آرای مختلف وجود دارند. در اینجا هدف نشأت تاریخی مردم ایران نبوده بلكه در ادبیات ایران زمین بحثها است. اكثراً بر این عقیده اند كه مردم ایران ضمن مهاجرتهایی كه در فجر تاریخ صورت گرفته به این سرزمین مهاجرت كرده اند. در پنج هزار سال پیش از میلاد مسیح در منطقه ای میان جنوب روسیه در شرق رود نیپر و شمال قفقاز و غرب كوههای اورال، آن قوم به قوم هند و اروپایی معروف گشته است. در میانه هزاره دوم پیش از میلاد گروهی از قوم هند و اروپایی، كه خود را آریا می نامیدند، سرزمینی را به تصرف خود درآوردند كه آن سرزمین به نام آنان ایران نامیده شد. تاریخ سه سلسله را برای مردم این سرزمین به طور مشخص معرفی كرده كه عبارتند از: سلسله های پارت، پارس و ماد. در ضمن به نژادهای دیگر هند و اروپایی و آریایی نیز اشاره كرده اند كه با هم اختلاط داشته اند. مثل سلسله پیشدادیان كه با اساطیر هند مخلوط شده اند و در نوشته های هرودت نیز می توان اشاراتی به نامهای پیشدادی و كیانی یافت. هردوت این مطالب را بویژه در بیان احوال سكاهای شمالی كه خود از اقوام ایرانی بوده اند آورده است. بنابراین ما مختصری راجع به تاریخ و فرهنگ پارسها، مادها، سلوكیها و ساسانیان بیان خواهیم داشت.

ادامه نوشته

رابطه تعامل سازنده ادیان الهی با نظم جهانی


تعامل سازنده ادیان الهى، چارچوبی برای نظم جهانى
تعامل میان ادیان الهی اجتناب ناپذیر است و گفتگو و مفاهمه میان ادیان از زمان پیامبر اكرم اسلام(ص) آغاز شده است. تعامل متعادل میان پیروان ادیان بدون تدوین مواد حقوقی میسر نیست. تغییرهای بدنی و تغایرهای اقلیمی موجب دگرگونی اصول قابل قبول، اصل آزادی، استقلال، امنیت و عدالت نیست. جهان امروز مانند یك شهر است و تمام ساكنان آن در حكم شهروند محسوب می شوند، در نتیجه آسایش همگان در پرتو تعامل متعادل و احترام مقتابل به وجود می آید. تفاهم پویا و پردوام، بدون پشتوانه عمیق علمی ایجاد نمی شود. مسائلی كه مختلف، مخالف، متغایر و تغییرپذیرند، هرگز موجب وحدت و پایه اتحاد محسوب نمی شوند. زبان، زمان و ویژگی های نژادی و اقلیمی نمی توانند موجب تعامل معقول شوند. فطرت انسان، روح مجرد و هویت اصلی او به دلیل مصونیت از آسیب اختلاف از جمله عوامل اصلی انسجام جهانی به شمار می روند. تفاهم معقول میان جوامع دینی همواره با پشتوانه تكوینی همراه بوده است. تعامل متعادل

ادامه نوشته

رابطه گفتمان معنویت و تعامل سازنده ی ادیان ابراهیمی


هزاره ی سوم میلادی را با عناوینی چون «عصر ایمان و معنویت» و «عصر دانایی و اطلاعات» می شناسیم و این عناوین نشان دهنده ی نگاه إجماعی بشریت به مقوله اندیشه های مورد توجه و دغدغه ی وی می باشد. از مهمترین بحران های عقلی و احساسی انسان عصر مدرنیسم(یا پسامدرنیسم( بحران معنویت است. معنویت و معنوی واژه گانی جهانشمول و پر كاربُرد در ادبیات دینی وعلمی این عصرمحسوب می شود؛ حتی اخیراً همنشینی واژه ی معنویت با سیاست و مدیریت را نیز شاهدیم. كمتر حوزه ی علمی وجوددارد كه معنویت به آن سرنزده باشد واین واژه، امروزه در بین دانش های بشری به سوی میان رشته ای شدن، پیش می رود و یكی از نقطه های امیدتلاقی زیبای علم و دین در جهان مُدرن است.

ادامه نوشته

شیوه تعامل پیامبر اکرم (ص) با اهل کتاب


از آنجا که رسول خدا(ص) علاوه بر رسالت معنوی به تأسیس حکومت در مدینه نیز دست زده اند، از جهات مختلفی شیوه مواجهه پیامبر با اهل کتاب قابل تأمل و بررسی است.

اول: رفتار پیامبر با اقلیتها:
یکی از مسایل عصر، شیوه تعامل نظامهای سیاسی با اقلیتهای مختلف دینی، قومی، نژادی و... است. از این رو است که در جامعه جهانی، تاریخچه حمایت از حقوق اقلیتها، پیشینه ای قابل توجه خصوصاً در قرن بیستم دارد. از این رو در کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، سخن از اعتقاد و عمل به مذهب به عنوان حقوق اقلیتها است و حق ابراز عقیده و مذهب در عبادات و رسوم مذهبی و همچنین عمل به مذهب و تعلیم آن مورد تأکید است و در اعلامیه های رفع کلیه اشکال تبعیض مذهبی و اعتقادی (نوامبر 1981) مجمع عمومی، [سازمان ملل] آزادی فکر و وجدان (نفس)، مذهب یا عقیده را به صورت عملیاتی تعریف نموده اند و یا سخن از حق عدم اعمال تبعیض علیه اقلیتها و... است.

ادامه نوشته

مذاهب از اول خلقت تا به الان


آدم(ع) بود وقتي از بهشت به زمين هبوط كرد، نبوّت يافت. وقتي فرزند ناخلف آدم(ع) يعني قابيل ـ لعنة الله عليه ـ فرزند صالح آدم(ع) يعني هابيل ـ رحمة الله عليه ـ را به قتل رساند، گريخت، و ابليس با او ارتباط برقرار نمود و با همكاري قابيل، شرك و بت پرستي را بنيان گذاشت. از آن تاريخ به بعد، ميان بني آدم، همواره دو گروه عمده بوده اند؛ گروهي موحّد و گروهي مشرك كه با ايجاد بدعت در دين خدا، مذاهب منحرف و شرك آلود را ايجاد كرده اند. و هر از گاهي گروهي از موحّدان نيز با ايجاد بدعت در دينشان، مذاهب جديدي را توليد كرده اند و مدام مذاهب باطل رو به فزوني گذاشته اند؛ امّا همواره يك خطّ مستقيم حقّ از آدم تا كنون وجود داشته است؛ و هيچگاه دو دين و مذهب حقّ در جهان نبوده است. لذا در نماز مي گوييم: « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّين‏ ـــــــ ما را به راه مستقيم هدايت كن! راه كسانى كه آنان را مشمول نعمت خود ساختى؛ نه كسانى كه بر آنان غضب كرده‏اى؛ و نه گمراهان.»
اين راه مستقيم، همان راه راستين موحّدان است كه از آدم(ع) شروع شده و هيچگاه نيز قطع نشده است؛ و اكنون مذهب حقّ تشيّع، امتداد آن راه است.
خلاصه آنكه، اوّلين مذهب انحرافي را قابيل و ابليس با همكاري يكديگر بنا نهادند، و از آن به بعد ابليس با همكاري شياطين انسي، هر از گاهي مذهبي نو ايجاد مي كند. لذا ريشه و منشاء توليد مذاهب باطل، در واقع ابليس است، كه سعي مي كند با آمختن مقداري از حقّ و مقداري از باطل، مردم را فريب داده از صراط مستقيم منحرف سازد.

ملاک بر حق بودن اسلام

اديان ابراهيمي و حتي اديان غير ابراهيمي داراي يك سري آموزه هايي هستند كه در برخي از آنها با هم ممكن است مشترك باشند كه اين براساس فطريات و نيازهاي مشترك همه انسانها و گرايشهاي درونيشان مي باشد. اين نيازهاي مشترك نمي تواند به حق بودن و كامل بودن هريك از آنها را اثبات كند بلكه اشتراك در مطلب و حق دليل به حق بودن كل نيست يعني از موجبه جزئيه موجبه كليه نتيجه نمي دهد لذا بايد بستر و تمام اجزاء و آموزه ها هم از طريق وحي و عالم بالا رسيده باشد و هم بايد موثق بوده باشد و تمامي آنها با هم همسنخ بوده باشد. نتيجه آنكه برخي مشتركات دليل بر درستي كل نمي باشد بايد همه آنها با هم در يك سيسم جامع ديني و الهي كامل نمايان باشند و تضمين كننده سعادت انسان تا ايد باشند.

ادامه نوشته

مکاتب و دعا


هيچ فرقه و يا مكتبي دعا كردن به معني درخواست كردن از خداوند را كفر نمي داند مگر اينكه دعا كردن همراه با فعل ديگري باشد كه آن فعل جايز نباشد و كفر محسوب گردد مثلا اينكه ما عوامل ديگر غير از خداوند را در برآوردن حاجات خود موثر بدانيم و...
در ادامه مطالبي جهت آگاهي در رابطه با دعا و حقيقت دعا ارائه مي كنيم:
دعا نوعي عبادت و پرستش است و هر عبادتي كه با قصد قربت انجام شود ؛ يعني عبادت كننده تصميم داشته باشد به خداي خود نزديك شود و به كمالات ذات اقدس اله آراسته گردد، خالي از اثر قربي نيست. دعا كردن، در حقيقت، درمان عطش قلب و تسكين سوزش جان و و نياز روح به عروج به عالم قدس اله است. امام صادق(ع)فرمود: «شما را به دعا سفارش مى كنم. زيرا با هيچ عمل ديگرى همچون دعا, به خدا نزديك نمى 

ادامه نوشته

اختلاف اديان

بايد توجه داشته باشيد که هرگز نمي توان اختلافات اديان مختلف را در اين حجم مختصر بيان کرد . از اين رو ما فقط به بيان پاره اي کليات و برخي از علل آنها بسنده کرده و منابعي را براي مطالعه معرفي مي کنيم .
وقتى سخن از اديان گفته مى‏شود در يك تقسيم‏بندى مى‏توان آنها را به دو دسته تقسيم كرد: اديان بشرى و اديان آسمانى.
يك. اديان بشرى‏
پاره‏اى از اديان اساساً بنياد الهى نداشته و ادعاى آسمانى بودن هم ندارند، مانند اديان ابتدايى همچون آنيميسم Animism

ادامه نوشته

اختلاف ادیان الهی

اولاً باید توجه داشت که از دیدگاه فرهنگ قرآنی دین خد از آدم تا محمد(ص) یکی است و همه پیامبران به یک مکتب دعوت میکرده‏اند، (نگا: آل عمران / 19 و 67).
ثانیا: بر این اساس، همه پیامبران از یک سلسله اصول مشترک و سنتهای ثابت و واحدی پیروی میکردند، اصولی چون دعوت به تقوا، نفی شخصیت‏پرستی، دعوت به وحدت، تبشیر و انذار، تحمل دشمنی و استهزای جاهلان، دعوت به تعالی و... (در اینخصوص نگا: تفسیر موضوعی قرآن کریم، حضرت آیة‏الله جوادی آملی، قم، مرکز نشر اسراء، چاپ اوّل، 1376 ش، ج 6، صص 41 ـ 123). امّا در عین حال به سه جهت پیامبران وادیان با یکدیگر متفاوت

ادامه نوشته

علل دين گرايي و دين گريزي در اديان

بدون ترديد در ذات دين، هيچ عنصر دين‏گريزانه وجود ندارد و تمام دستورات و اعتقادات ديني موافق فطرت و در راستاي سعادت انسان ها مي باشد. اگر انسان‏ها به دريافت معارف ديني نايل آيند، در هيچ رتبه‏اي از دين نمي‏گريزند، بنابراين، پديده دين‏گريزي به عنوان يك پديده اجتماعي، عيني و رفتاري، معلول ماهيت و ذات خود دين نيست، بلكه علت و يا علل دين‏گريزي را در خارج از قلمرو دين و آموزه‏هاي ديني بايد جست‏ و جو كرد.

پديده «دين‏گريزي» يكي از مشكلات اساسي جوامع انساني است كه همواره دغدغه‏هايي را براي رهبران ديني، دينداران و خانواده‏هاي متديّن به وجود آورده و تهديدهاي جدّي براي نسل جوان محسوب مي‏شود. اين پديده ناميمون مشكل امروز يا ديروز بشر نيست، بلكه سابقه ديرينه دارد و همواره جوامع بشري با آن دست به گريبان بوده‏اند. عوامل متعددي مانند ناهنجاري‏هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و رواني زمينه گريز انسانها را از دين فراهم مي‏نمايند.

ادامه نوشته

انتظار بشر از دين


يكى از مهمترين مسائلى كه انديشه دينى در جهان معاصر با آن مواجه است، مسئله انتظار بشر از دين است . بدين صورت كه دلايل نياز انسان به دين چيست؟ چه نياز يا نيازهايى انسان را به دين سوق مى‏دهد؟ چرا انسان به دين روى مى‏آورد؟ انسان چه نقص يا كمبودى را در خويشتن مى‏يابد كه غير دين نمى‏تواند آن نياز را برآورده سازد؟ آيا دين براى تامين همه نيازهاى انسان آمده است‏يا برخى امور به عقل و علم بشرى واگذار شده است؟ آيا همه امور دينى شدنى هستند يا اين كه برخى امور دينى شدنى نيستند، آيا دين فقط اصول ارزشى را بيان مى‏كند يا اصول علمى را نيز بيان مى‏كند؟ آيا دين براى مديريت و سامان به امور دنيوى و برنامه ريزى اجتماعى نيز برنامه دارد همانطور كه براى زندگى معنوى و اخروى انسان برنامه دارد يا خير؟ آيا دين فقط احكام حلال و حرام يا احكام تكليفى و وضعى را بيان مى‏كند يا درباره اخلاق و چگونگى راهنمايى و تنظيم احساسات نيز برنامه دارد؟ و اگر درباره همه امورى كه بشر با آن ارتباط دارد پيام و برنامه دارد، اگر روزى جامعه رشد علمى و عقلى بيابد و در اثر پيشرفت عقلى و علمى به بسيارى از نيازهاى خود پاسخ دهد، آيا نياز به دين در آن بخش منتفى خواهد شد و در اين امور بايد به علم و عقل بشرى مراجعه كند؟ و بسيار از مسائل ديگر كه تحت عنوان انتظار از دين مطرح و قابل بررسى است.

ادامه نوشته

شیوه ‏هاى تبیین انتظار از دین


انتظار از دین یعنى میزان تواناییهاى دین براى پاسخگویى به نیازهاى بشر و سامان بخشى به حیات انسان و نقشى که دین دراین میان به عهده خود بشر قرار داده است. این موضوع در بین مسلمانان به گونه‏اى خاص سابقه دیرینه داشته است.

اگر دین را به سه بخش عقاید، اخلاق و احکام تقسیم کنیم، نزاع اشاعره و معتزله در بخش عقاید، و نزاع حسن و قبح عقلى وشرعى میان اشاعره وعدلیه به نوعى چالش بر سر انتظار از دین در عقاید و اخلاق یعنى توانایى عقل بشرى و شرع نبوى درتبیین عقاید و تشخیص خیر و شر به حساب مى‏آید. همچنین بحث علل الشرایع و مقاصدالشریعة، تلاشى عقلانى و شرعى‏در کشف نتایج احکام شرعى براى بشر و به نوعى بیان میزان توانایى دین در بر طرف ساختن نیازهاى بشر و تعالى بخشى آن‏به انسان بوده است.

ادامه نوشته

انتظار انسان از دین

بشر گمشده‏اى دارد که نیازمند یافتن آن است.این گمشده نامش دین است .
البته نام این حقیقت هرچه باشد بایدپاسخ‏گوى سوالات اصلى او باشد که بدون پاسخ به آن‏ها، جز بن‏ بست نهیلیستى منزلى‏دیگر پیش رو نخواهد داشت، همان بن‏بستى که بسیارى از انسان‏هاى امروزى در داخل آن‏با کمال اضطراب در جا مى‏زنند.
این سوالات عبارتنداز:

ادامه نوشته

انتظار بشر از دین

انتظار بشر از دین یکی از مهمترین مسائلی که اندیشه دینی در جهان معاصر با آن مواجه است، مسئله انتظار بشر از دین است . بدین صورت که دلایل نیاز انسان به دین چیست؟ چه نیاز یا نیازهایی انسان را به دین سوق می دهد؟ چرا انسان به دین روی می آورد؟ انسان چه نقص یا کمبودی را در خویشتن می یابد که غیر دین نمی تواند آن نیاز را برآورده سازد؟ آیا دین برای تامین همه نیازهای انسان آمده است یا برخی امور به عقل و علم بشری

ادامه نوشته

شیوه های تبیین انتظار از دین

انتظار از دین یعنی میزان تواناییهای دین برای پاسخگویی به نیازهای بشر و سامان بخشی به حیات انسان و نقشی که دین در این میان به عهده خود بشر قرار داده است. این موضوع در بین مسلمانان به گونه ای خاص سابقه دیرینه داشته است.
اگر دین را به سه بخش عقاید، اخلاق و احکام تقسیم کنیم، نزاع اشاعره و معتزله در بخش عقاید، و نزاع حسن و قبح عقلی و شرعی میان اشاعره و عدلیه به نوعی چالش بر سر انتظار از دین در عقاید و اخلاق یعنی توانایی عقل بشری و شرع نبوی در تبیین عقاید و تشخیص خیر و شر به حساب می آید. همچنین بحث علل الشرایع و مقاصد الشریعة، تلاشی عقلانی و شرعی در کشف نتایج احکام شرعی برای بشر و به نوعی بیان میزان توانایی دین در برطرف ساختن نیازهای بشر و تعالی بخشی آن به انسان بوده است.25/9/74

ادامه نوشته

نقش تعامل ادیان الهی در کاهش خشونت


واژه خشونت مانند بسیاری از مفاهیم نوین از نظر مفهومی خالی از ابهام نیست و نمی توان تعریفی مورد وفاق از آن به دست داد. در كنار رویكردهای مختلفی كه برای تبیین و تعریف این گونه مفاهیم وجود دارد، و با وجود به هم پیوستگی آنها با فرهنگهای مختلف كه نوعی نسبیت در تعاریف را اجتناب ناپذیر می كند، به نظر می رسد می توان از رویكردی دینی نیز برای رسیدن به یك تعریف بهره گرفت و چه بسا چنین رویكردی زمینه مناسب تری برای وفاق پدید آورد. گرچه برخی صاحب نظران، آموزه های دینی را در زمینه مؤلفه هایی چون خشونت، صلح و جنگ متناقض نما می دانند،

ادامه نوشته

علل دين گرايي و دين گريزي

بدون ترديد در ذات دين، هيچ عنصر دين‏گريزانه وجود ندارد و تمام دستورات و اعتقادات ديني موافق فطرت و در راستاي سعادت انسان ها مي باشد. اگر انسان‏ها به دريافت معارف ديني نايل آيند، در هيچ رتبه‏اي از دين نمي‏گريزند، بنابراين، پديده دين‏گريزي به عنوان يك پديده اجتماعي، عيني و رفتاري، معلول ماهيت و ذات خود دين نيست، بلكه علت و يا علل دين‏گريزي را در خارج از قلمرو دين و آموزه‏هاي ديني بايد جست‏وجو كرد.

پديده «دين‏گريزي» يكي از مشكلات اساسي جوامع انساني است كه همواره دغدغه‏هايي را براي رهبران ديني، دينداران و خانواده‏هاي متديّن به وجود آورده و تهديدهاي جدّي براي نسل جوان محسوب مي‏شود. اين پديده ناميمون مشكل امروز يا ديروز بشر نيست، بلكه سابقه ديرينه دارد و همواره جوامع بشري با آن دست به گريبان بوده‏اند. عوامل متعددي مانند ناهنجاري‏هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و رواني زمينه گريز انسانها را

ادامه نوشته

دين از نظر جامعه شناسان

اگر دين را با چيزى مانند پزشكى مقايسه كنيم ، حكم خواهيم كرد كه دين يك امر اجتماعى است و پزشكى يك موضوع فردى . البته به سبب ارتباط محكم و متقابل فرد و اجتماع ، مى توان هر موضوع فردى را اجتماعى و هر موضوع اجتماعى را فردى نيز ناميد. جامعه شناسان دين را يك نهاد اجتماعى مى دانند و به همين دليل ، درباره آن بحث مى كنند، ولى پزشكى يك نهاد نيست و جامعه شناسان با آن كارى ندارند.
ادامه نوشته

اهل كتاب

با بررسي آيات قرآن كريم در‌مي‌يابيم كه دو گروه يهود و مسيحيّت به‌ طور مسلّم از مصاديق اهل كتاب اند. بيشتر آيات حول معرّفي يهوديان و افكار و عملكرد آنهاست، سپس مسيحيّت و سرانجام در يك آيه فقط يكبار از «مجوس» نام مي‌برد كه از نظر داشتن كتاب آسماني جاي ترديد است. في‌الجمله آن‌چه از آيات بر‌مي‌آيد قدر متيقّن همين سه گروه مصاديق خطاب «يا اهل الكتاب» هستند.
ادامه نوشته

انواع تعريف دين

ارایه ى تعریفى روشن از موضوع تحقیق در هر پژوهشى ضرورت دارد و منطق دانان نیز در شناخت علوم و مسائل آن، شش پرسش عمده را مطرح مى كنند و آن ها را بر اساس ترتیب منطقى به صورت زیر طبقه بندى مى كنند:
1) تحلیل مفهوم و بیان « ما » شارحه الاسم.

ادامه نوشته