پیشوای حنبلیه
مذهب حنبلي چگونه مذهبي است
1. مذهب حنفي: موسس اين مذهب ابو حنيفه، نعمان بن ثابت بن زوطي بن ماه مي باشند. وي اصالتاً ايراني بوده زيرا جدش، زوطي از اسيران كابل بوده است ولي ابوحنيفه در 80 هـ در كوفه متولد شد و در همانجا به آموختن فقه و علم كلام پرداخت و در سال 150 هـ در گذشت.
2. مذهب مالكي: موسس اين مذهب مالك بن انس مي باشد. وي فقيهي عربي الاصل بود كه در مدينه متولد شد و در همانجا درگذشت.
تاریخچه مذهب حنبلی
مذهب حنبلی از مذاهب فقهی اهل سنت
مذهب حنبلي، يكي از چهار مذهب اهل سنت است كه مؤسس آن امام احمد بن
حنبل مي باشد ، نام او ابو عبدالله است ، ايشان در بغداد به دنيا آمده و در
همان شهر از دنيا رفتند . او فقيهي بود كه بسيار سفر مي نموده و در طلب
علم و حديث به شام ، حجاز ، يمن ، كوفه و بصره رفت و احاديث بسياري گردآوري
و آنها را در مجموعه اي كه « مسند ابن حنبل» خوانده مي شود ، فراهم آورد .
ابن حنبل از تمسك به راي تبري مي جست و تنها به كتاب الله و حديث استدلال
مي كرد . ابن حنبل از بزرگترين شاگردان شافعي بود ولي از مذهب وي روي
برتافت و مذهب مستقلي به نام مذهب حنبلي ايجاد كرد. [1]
امام احمد بن حنبل مذهب خود را بر اصول ذيل بنياد نهاد :
مذهب مالکی و شخصیت او
شخصیت محمد بن حنفی
محمد بن حنفیه از شخصیت های علوی است که ابهامات و اشکالاتی در تاریخ زندگی وی به چشم می خورد . از جمله، علت شرکت نکردن او در قیام کربلا و عدم همراهی او با امام حسین (ع).
علما و رجال شناسان شیعه برای روشن ساختن این ابهام و در مقام دفاع از محمد بن حنفیه دلایلی را مطرح کرده اند . به اعتقاد اینان عدم شرکت ابن حنفیه از سر نافرمانی و مخالفت با امام (ع) نبوده و او در عدم همراهی با امام (ع) دلایل موجهی داشته است; از جمله:
ابوحنیفه نعمان بن ثابت
ابوحنیفه نعمان بن ثابت (۸۰ ــ ۱۵۰ هجری قمری/۶۹۹-۷۶۷م) فقیه و متکلم نامدار کوفه و پایهگذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانهی اهل سنت است. اهل سنت او را «امام اعظم» و «سراج الائمه» لقب دادهاند. پیروان ابوحنیفه را حنفی مینامند.
وی در نزد اهل سنت یکی از بزرگترین فقها به شمار میرود.
ابو حنیفه چون منصب قضاوت را که از سوی خلیفه منصور عباسی پیشنهاد شده بود نپذیرفت به امر خلیفه به زندان افکنده شد و شکنجه گردید. در سال ۱۵۰ هجری در زندان در اثر مسمومیت یا شلاق درگذشت.
مذهب حنفی بر هفت اصل استوار است که عبارتاند از:
گذری بر شخصیت محمد بن حنفیه
تاریخ ولادت آن جناب را برخى از مورخین زمان خلافت ابو بكر دانسته،برخى سال بیست و یكم هجرت و گروهى سال پانزدهم ذكر كردهاند كه با توجه به رشادتها و شجاعت وى در جنگ جمل و صفین كه پیش از این ذكر شد،شاید همین قول اخیر و یا قول اول صحیحتر از اقوال دیگر باشد.
رحلت آن جناب را نیز برخى سال هشتاد هجرى دانسته چنانكه از كامل جزرى نقل شده 1 و برخى سال 84 ذكر كردهاند،چنانكه در اكمال صدوق (ره) آمده است.
حنفیه
وی در نزد اهل سنت یکی از بزرگترین فقها به شمار میرود.
ابو حنیفه چون منصب قضاوت را که از سوی خلیفه منصور عباسی پیشنهاد شده بود نپذیرفت به امر خلیفه به زندان افکنده شد و شکنجه گردید. در سال ۱۵۰ هجری در زندان در اثر مسمومیت یا شلاق درگذشت.
مذهب حنفی بر هفت اصل استوار است که عبارتاند از:
-۱قرآن -۲سنت -۳ قول صحابه -۴ قیاس و رأی -۵ استحسان -۶ اجماع -۷ عرف
شخصیت شافعی
ابوعبدالله محمدبن ادریس بن عباس شافع، مؤسس و پیشوای مذهب شافعی و سومین امام از ائمه اهل سنت و معروف به "امام شافعی" نسب او به هاشم بن عبدالمطلب که برادرزاده هاشم بن عبد مناف است، می رسد و منسوب به جدش "شافع بن سائب" است که رسول خدا و زمان او را درک کرده است. او در یکی از شهرهای فلسطین «غزه یا عقلان» و یا به قولی در یمن سال 150 هـ ق به دنیا آمد و همان روز ابوحنیفه مؤسس مذهب حنفی از دنیا رفت. پدرش را در کودکی از دست داد و با مادرش که او را به مکه برده بود، زندگی می کرد. زندگی سخت و فقیرانه ای داشتند. فقه و حدیث را در مکه آموخت و ظاهرا مدتی هم در یمن در طلب شعر و لغت و نحو و اینها بود، تا اینکه به پیشنهاد مصعب بن عبدالله بن زبیر که حدیث و فقه را یاد بگیرد، به مدینه رفت و از 20 سالگی نزد مالک بن انس، پیشوای مالکی ها به تعلیم پرداخت.
مذهب شافعي و عقايد آن
نگاهی گذرا به مذهب فقهی شافعی
مخالفت آدم با نهى الهى در استفاده از شجره ممنوعه
برحق بودن شیعه
در چهره مذهب تشيع متجلي شده است و تنها آموزه هاي شيعه است كه مي تواند بيانگر اسلام ناب محمدي باشد.
شواهد تاريخي و متون ديني مؤيد نكته اي است كه بيان شد و اين ويژگي در وهابيت وجود ندارد.
تاثير شيعيان ايراني درگسترش مذهب شيعه درعراق
فرق شيعه علوي با شيعه جعفري 12امامي
علوي در لغت به معناي منسوب به علي(عليه السلام) است و در اصطلاح به كسي گفته مي شود كه آن حضرت را بر سه خليفه ديگر ترجيح داده و پيرو اوست. علويان حدود هشت قرن پيش به سرزمين آناتولي آمدند و اكنون حدود يك سوم جمعيت تركيه را تشكيل مي دهند و 20 الي 25 ميليون جمعيت دارند. علويان در تمام مناطق تركيه زندگي مي كنند، ولي بيشتر آنها در غرب تركيه هستند. علويان از حيث ادب و هنر بسيار غني اند و از زماني كه به آناتولي آمدند صدها تن شاعر و متفكر تربيت كردند. فشارهاي عثماني باعث شد كه آنان از منابع و ارزش هاي خود دور بمانند. از زمان تشكيل حكومت تركيه نيز چون تمام مراكز ديني بسته شد، مراكز علويان هم تعطيل شد و اين نيز تأثير بسزايي در دور ماندن آنها ازارزش هاي خود داشته است. علويان از حيث اعتقاد، شيعة دوازده امامي و از حيث مذهب، جعفري هستند. اين را هم در كتاب هاي خود ذكر كرده اند و هم بزرگان آنها در تحقيقات ميداني ما بيان كرده اند. بشار اسد نيز از شيعيان علوي به شمار مي آيد.
اتحاد آموزه های ادیان الهی
معارف اموري نظري و فهميدني هستند كه عقائد ديني مثل خداشناسي و راهنماشناسي و فرجام شناسي از آن جمله اند. اين بخش از دين، از آدم تا خاتم يكي بوده است.
تعامل با ادیان از نظر قرآن کریم
تعامل با ادیان در سیره پیامبر اکرم (ص)
تعامل فرهنگی ایرانیان و اعراب قبل از اسلام
ایران در آینه زمان و مكان
1- از نظر تاریخی پیرامون نشأت نژاد آریایی در ایران آرای مختلف وجود
دارند. در اینجا هدف نشأت تاریخی مردم ایران نبوده بلكه در ادبیات ایران
زمین بحثها است. اكثراً بر این عقیده اند كه مردم ایران ضمن مهاجرتهایی كه
در فجر تاریخ صورت گرفته به این سرزمین مهاجرت كرده اند. در پنج هزار سال
پیش از میلاد مسیح در منطقه ای میان جنوب روسیه در شرق رود نیپر و شمال
قفقاز و غرب كوههای اورال، آن قوم به قوم هند و اروپایی معروف گشته است. در
میانه هزاره دوم پیش از میلاد گروهی از قوم هند و اروپایی، كه خود را آریا
می نامیدند، سرزمینی را به تصرف خود درآوردند كه آن سرزمین به نام آنان
ایران نامیده شد. تاریخ سه سلسله را برای مردم این سرزمین به طور مشخص
معرفی كرده كه عبارتند از: سلسله های پارت، پارس و ماد. در ضمن به نژادهای
دیگر هند و اروپایی و آریایی نیز اشاره كرده اند كه با هم اختلاط داشته
اند. مثل سلسله پیشدادیان كه با اساطیر هند مخلوط شده اند و در نوشته های
هرودت نیز می توان اشاراتی به نامهای پیشدادی و كیانی یافت. هردوت این
مطالب را بویژه در بیان احوال سكاهای شمالی كه خود از اقوام ایرانی بوده
اند آورده است. بنابراین ما مختصری راجع به تاریخ و فرهنگ پارسها، مادها،
سلوكیها و ساسانیان بیان خواهیم داشت.
رابطه تعامل سازنده ادیان الهی با نظم جهانی
رابطه گفتمان معنویت و تعامل سازنده ی ادیان ابراهیمی
هزاره ی سوم میلادی را با عناوینی چون «عصر ایمان و معنویت» و «عصر دانایی و اطلاعات» می شناسیم و این عناوین نشان دهنده ی نگاه إجماعی بشریت به مقوله اندیشه های مورد توجه و دغدغه ی وی می باشد. از مهمترین بحران های عقلی و احساسی انسان عصر مدرنیسم(یا پسامدرنیسم( بحران معنویت است. معنویت و معنوی واژه گانی جهانشمول و پر كاربُرد در ادبیات دینی وعلمی این عصرمحسوب می شود؛ حتی اخیراً همنشینی واژه ی معنویت با سیاست و مدیریت را نیز شاهدیم. كمتر حوزه ی علمی وجوددارد كه معنویت به آن سرنزده باشد واین واژه، امروزه در بین دانش های بشری به سوی میان رشته ای شدن، پیش می رود و یكی از نقطه های امیدتلاقی زیبای علم و دین در جهان مُدرن است.
شیوه تعامل پیامبر اکرم (ص) با اهل کتاب
از آنجا که رسول خدا(ص) علاوه بر رسالت معنوی به تأسیس حکومت در مدینه نیز دست زده اند، از جهات مختلفی شیوه مواجهه پیامبر با اهل کتاب قابل تأمل و بررسی است.
اول: رفتار پیامبر با اقلیتها:
یکی از مسایل عصر، شیوه تعامل نظامهای سیاسی با اقلیتهای مختلف دینی، قومی،
نژادی و... است. از این رو است که در جامعه جهانی، تاریخچه حمایت از حقوق
اقلیتها، پیشینه ای قابل توجه خصوصاً در قرن بیستم دارد. از این رو در
کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی سازمان ملل متحد، سخن از اعتقاد و عمل به مذهب
به عنوان حقوق اقلیتها است و حق ابراز عقیده و مذهب در عبادات و رسوم
مذهبی و همچنین عمل به مذهب و تعلیم آن مورد تأکید است و در اعلامیه های
رفع کلیه اشکال تبعیض مذهبی و اعتقادی (نوامبر 1981) مجمع عمومی، [سازمان
ملل] آزادی فکر و وجدان (نفس)، مذهب یا عقیده را به صورت عملیاتی تعریف
نموده اند و یا سخن از حق عدم اعمال تبعیض علیه اقلیتها و... است.
مذاهب از اول خلقت تا به الان
آدم(ع) بود وقتي از بهشت به زمين هبوط كرد، نبوّت يافت. وقتي فرزند ناخلف
آدم(ع) يعني قابيل ـ لعنة الله عليه ـ فرزند صالح آدم(ع) يعني هابيل ـ رحمة
الله عليه ـ را به قتل رساند، گريخت، و ابليس با او ارتباط برقرار نمود و
با همكاري قابيل، شرك و بت پرستي را بنيان گذاشت. از آن تاريخ به بعد، ميان
بني آدم، همواره دو گروه عمده بوده اند؛ گروهي موحّد و گروهي مشرك كه با
ايجاد بدعت در دين خدا، مذاهب منحرف و شرك آلود را ايجاد كرده اند. و هر از
گاهي گروهي از موحّدان نيز با ايجاد بدعت در دينشان، مذاهب جديدي را توليد
كرده اند و مدام مذاهب باطل رو به فزوني گذاشته اند؛ امّا همواره يك خطّ
مستقيم حقّ از آدم تا كنون وجود داشته است؛ و هيچگاه دو دين و مذهب حقّ در
جهان نبوده است. لذا در نماز مي گوييم: « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ
صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ
لاَ الضَّالِّين ـــــــ ما را به راه مستقيم هدايت كن! راه كسانى كه
آنان را مشمول نعمت خود ساختى؛ نه كسانى كه بر آنان غضب كردهاى؛ و نه
گمراهان.»
اين راه مستقيم، همان راه راستين موحّدان است كه از آدم(ع) شروع شده و
هيچگاه نيز قطع نشده است؛ و اكنون مذهب حقّ تشيّع، امتداد آن راه است.
خلاصه آنكه، اوّلين مذهب انحرافي را قابيل و ابليس با همكاري يكديگر بنا
نهادند، و از آن به بعد ابليس با همكاري شياطين انسي، هر از گاهي مذهبي نو
ايجاد مي كند. لذا ريشه و منشاء توليد مذاهب باطل، در واقع ابليس است، كه
سعي مي كند با آمختن مقداري از حقّ و مقداري از باطل، مردم را فريب داده از
صراط مستقيم منحرف سازد.
ملاک بر حق بودن اسلام
مکاتب و دعا
هيچ فرقه و يا مكتبي دعا كردن به معني درخواست كردن از خداوند را كفر نمي
داند مگر اينكه دعا كردن همراه با فعل ديگري باشد كه آن فعل جايز نباشد و
كفر محسوب گردد مثلا اينكه ما عوامل ديگر غير از خداوند را در برآوردن
حاجات خود موثر بدانيم و...
در ادامه مطالبي جهت آگاهي در رابطه با دعا و حقيقت دعا ارائه مي كنيم:
دعا نوعي عبادت و پرستش است و هر عبادتي كه با قصد قربت انجام شود ؛ يعني
عبادت كننده تصميم داشته باشد به خداي خود نزديك شود و به كمالات ذات اقدس
اله آراسته گردد، خالي از اثر قربي نيست. دعا كردن، در حقيقت، درمان عطش
قلب و تسكين سوزش جان و و نياز روح به عروج به عالم قدس اله است. امام
صادق(ع)فرمود: «شما را به دعا سفارش مى كنم. زيرا با هيچ عمل ديگرى همچون
دعا, به خدا نزديك نمى
اختلاف اديان
بايد توجه داشته باشيد که هرگز نمي توان اختلافات اديان مختلف را در
اين حجم مختصر بيان کرد . از اين رو ما فقط به بيان پاره اي کليات و برخي
از علل آنها بسنده کرده و منابعي را براي مطالعه معرفي مي کنيم .
وقتى سخن از اديان گفته مىشود در يك تقسيمبندى مىتوان آنها را به دو دسته تقسيم كرد: اديان بشرى و اديان آسمانى.
يك. اديان بشرى
پارهاى از اديان اساساً بنياد الهى نداشته و ادعاى آسمانى بودن هم ندارند، مانند اديان ابتدايى همچون آنيميسم Animism
اختلاف ادیان الهی
اولاً باید توجه داشت که از دیدگاه فرهنگ قرآنی دین خد از آدم تا
محمد(ص) یکی است و همه پیامبران به یک مکتب دعوت میکردهاند، (نگا: آل
عمران / 19 و 67).
ثانیا: بر این اساس، همه پیامبران از یک سلسله اصول مشترک و سنتهای ثابت و
واحدی پیروی میکردند، اصولی چون دعوت به تقوا، نفی شخصیتپرستی، دعوت به
وحدت، تبشیر و انذار، تحمل دشمنی و استهزای جاهلان، دعوت به تعالی و... (در
اینخصوص نگا: تفسیر موضوعی قرآن کریم، حضرت آیةالله جوادی آملی، قم، مرکز
نشر اسراء، چاپ اوّل، 1376 ش، ج 6، صص 41 ـ 123). امّا در عین حال به سه
جهت پیامبران وادیان با یکدیگر متفاوت
علل دين گرايي و دين گريزي در اديان
پديده «دينگريزي» يكي از مشكلات اساسي جوامع انساني است كه همواره دغدغههايي را براي رهبران ديني، دينداران و خانوادههاي متديّن به وجود آورده و تهديدهاي جدّي براي نسل جوان محسوب ميشود. اين پديده ناميمون مشكل امروز يا ديروز بشر نيست، بلكه سابقه ديرينه دارد و همواره جوامع بشري با آن دست به گريبان بودهاند. عوامل متعددي مانند ناهنجاريهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و رواني زمينه گريز انسانها را از دين فراهم مينمايند.
انتظار بشر از دين
يكى از مهمترين مسائلى كه انديشه دينى در جهان معاصر با آن مواجه است، مسئله انتظار بشر از دين است . بدين صورت كه دلايل نياز انسان به دين چيست؟ چه نياز يا نيازهايى انسان را به دين سوق مىدهد؟ چرا انسان به دين روى مىآورد؟ انسان چه نقص يا كمبودى را در خويشتن مىيابد كه غير دين نمىتواند آن نياز را برآورده سازد؟ آيا دين براى تامين همه نيازهاى انسان آمده استيا برخى امور به عقل و علم بشرى واگذار شده است؟ آيا همه امور دينى شدنى هستند يا اين كه برخى امور دينى شدنى نيستند، آيا دين فقط اصول ارزشى را بيان مىكند يا اصول علمى را نيز بيان مىكند؟ آيا دين براى مديريت و سامان به امور دنيوى و برنامه ريزى اجتماعى نيز برنامه دارد همانطور كه براى زندگى معنوى و اخروى انسان برنامه دارد يا خير؟ آيا دين فقط احكام حلال و حرام يا احكام تكليفى و وضعى را بيان مىكند يا درباره اخلاق و چگونگى راهنمايى و تنظيم احساسات نيز برنامه دارد؟ و اگر درباره همه امورى كه بشر با آن ارتباط دارد پيام و برنامه دارد، اگر روزى جامعه رشد علمى و عقلى بيابد و در اثر پيشرفت عقلى و علمى به بسيارى از نيازهاى خود پاسخ دهد، آيا نياز به دين در آن بخش منتفى خواهد شد و در اين امور بايد به علم و عقل بشرى مراجعه كند؟ و بسيار از مسائل ديگر كه تحت عنوان انتظار از دين مطرح و قابل بررسى است.
شیوه هاى تبیین انتظار از دین
اگر دین را به سه بخش عقاید، اخلاق و احکام تقسیم کنیم، نزاع اشاعره و
معتزله در بخش عقاید، و نزاع حسن و قبح عقلى وشرعى میان اشاعره وعدلیه به
نوعى چالش بر سر انتظار از دین در عقاید و اخلاق یعنى توانایى عقل بشرى و
شرع نبوى درتبیین عقاید و تشخیص خیر و شر به حساب مىآید. همچنین بحث علل
الشرایع و مقاصدالشریعة، تلاشى عقلانى و شرعىدر کشف نتایج احکام شرعى براى
بشر و به نوعى بیان میزان توانایى دین در بر طرف ساختن نیازهاى بشر و
تعالى بخشى آنبه انسان بوده است.
انتظار انسان از دین
بشر گمشدهاى دارد که نیازمند یافتن آن است.این گمشده نامش دین است .
البته نام این حقیقت هرچه باشد بایدپاسخگوى سوالات اصلى او باشد که بدون
پاسخ به آنها، جز بن بست نهیلیستى منزلىدیگر پیش رو نخواهد داشت، همان
بنبستى که بسیارى از انسانهاى امروزى در داخل آنبا کمال اضطراب در جا
مىزنند.
این سوالات عبارتنداز:
انتظار بشر از دین
انتظار بشر از دین یکی از مهمترین مسائلی که اندیشه دینی در جهان معاصر با آن مواجه است، مسئله انتظار بشر از دین است . بدین صورت که دلایل نیاز انسان به دین چیست؟ چه نیاز یا نیازهایی انسان را به دین سوق می دهد؟ چرا انسان به دین روی می آورد؟ انسان چه نقص یا کمبودی را در خویشتن می یابد که غیر دین نمی تواند آن نیاز را برآورده سازد؟ آیا دین برای تامین همه نیازهای انسان آمده است یا برخی امور به عقل و علم بشری
شیوه های تبیین انتظار از دین
انتظار از دین یعنی میزان تواناییهای دین برای پاسخگویی به نیازهای بشر و
سامان بخشی به حیات انسان و نقشی که دین در این میان به عهده خود بشر قرار
داده است. این موضوع در بین مسلمانان به گونه ای خاص سابقه دیرینه داشته
است.
اگر دین را به سه بخش عقاید، اخلاق و احکام تقسیم کنیم، نزاع اشاعره و
معتزله در بخش عقاید، و نزاع حسن و قبح عقلی و شرعی میان اشاعره و عدلیه به
نوعی چالش بر سر انتظار از دین در عقاید و اخلاق یعنی توانایی عقل بشری و
شرع نبوی در تبیین عقاید و تشخیص خیر و شر به حساب می آید. همچنین بحث علل
الشرایع و مقاصد الشریعة، تلاشی عقلانی و شرعی در کشف نتایج احکام شرعی
برای بشر و به نوعی بیان میزان توانایی دین در برطرف ساختن نیازهای بشر و
تعالی بخشی آن به انسان بوده است.25/9/74
نقش تعامل ادیان الهی در کاهش خشونت
علل دين گرايي و دين گريزي
پديده «دينگريزي» يكي از مشكلات اساسي جوامع انساني است كه همواره دغدغههايي را براي رهبران ديني، دينداران و خانوادههاي متديّن به وجود آورده و تهديدهاي جدّي براي نسل جوان محسوب ميشود. اين پديده ناميمون مشكل امروز يا ديروز بشر نيست، بلكه سابقه ديرينه دارد و همواره جوامع بشري با آن دست به گريبان بودهاند. عوامل متعددي مانند ناهنجاريهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و رواني زمينه گريز انسانها را
دين از نظر جامعه شناسان
اهل كتاب
انواع تعريف دين
ارایه ى تعریفى روشن از موضوع تحقیق در هر پژوهشى ضرورت دارد و منطق دانان
نیز در شناخت علوم و مسائل آن، شش پرسش عمده را مطرح مى كنند و آن ها را بر
اساس ترتیب منطقى به صورت زیر طبقه بندى مى كنند:
1) تحلیل مفهوم و بیان « ما » شارحه الاسم.
دین، نتیجه نخستین کوشش اندیشه بشر برای رسیدن به نوعی امنیت در جهان است.