رابطه آيين مجوس و مغان

مجوس، معرب مغ[۱] یونانی، ماگوس. لاتینی، مگوس. آرامی، مجوشا می‌باشد.[۲] معرب کلمه ٔ پارسی مگوش و مگو (پارسی باستان) که به یونانی ماگوس و به فارسی حالیه مغ گویند. به صورت مگو چندین بار در کتیبه‌های بیستون آمده و در اوستا به صورت مغو و در پهلوی مغ شده‌است. گروهی از ایرانیان قدیم که قائل به دومبداء نور و ظلمت و یزدان و اهرمن بوده‌اند و اینان پیش از ظهور زرتشت هم بوده‌اند و مجوس خوانده می‌شدند. در ادبیات عربی و فارسی به هر دو معنی استعمال شده اما از ملل و نحل شهرستانی چنین بر می‌آید که زرتشتی و مجوس را جدا دانسته و علمای اوایل اسلام نیز مجوس وزرتشتی را یکی نمی‌دانستند.[۳]

ادامه نوشته

فلسفه ايراني، نقش مغان در تاريخ فلسفه

بايد ديد كه اين تمدن گسترده و خيره كننده، و آن فلسفه و علوم، چگونه از مشرق به مغرب رفته و به يونان رسيده است. تمدن و آداب زندگى و رسوم عرفى را مى توان بوسيله جنگجويان و بازرگانان و مردم عادى صادر و منتقل كرد، ولى حكمت و فلسفه و علوم رمزگونه و پيچيده را نمى توان با اين دسته افراد به جاى ديگرى برد و اين كار فقط كار دانشمندان و حكيمان و فرزانگان است.

ادامه نوشته

تاثیر پذیری های افلاطون از آیین مغان

افلاطون فیلسوف یونانی در برخی از آثارش توضیحاتی در باب روشهای تعلیماتی و شیوه حکومتی ایران، بویژه آیینها و عقاید مغان ارائه کرده است،بطوریکه می توان احتمال داد آشنایی او با این موضوعات، تاثیراتی در برخی از عقاید و آراء او داشته است. این مقاله در یک مقدمه و سه بخش درصدد است تا این تاثیر و حدود آن را روشن نماید.
مقدمه: ایران و یونان: چرایی و چگونگی توجه و ارتباط دو سرزمین ایران و یونان را نسبت به هم نشان می دهد.
بخش اول: پیشقدمات افلاطون به متفکرین یونانی که قبل از افلاطون بنوعی به ایران و آیینهای آن توجهی داشته اند می پردازد.

ادامه نوشته

آیین مغان در ایران باستان

دین به دو قسم حق و باطل تقسیم می‌شود.

دین حق،‌ آیینی است که دارای عقاید درست و صحیح و مطابق با واقع بوده و رفتارهایی را مورد توصیه و تاکید قرار می‌‌دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشند و دین باطل چنین نیست.

خداوند در قرآن کریم به پیامبر خطاب می‌‌کند به کافران بگو: «لَکمُ‏ْ دِینُکُمْ وَ لىِ‏َ دِین» دین و آیین شما براى خودتان، و دین و آیین من براى خودم. (کافرون/6)

ادامه نوشته