اختلافات كليساى ارتدكس با كاتوليك

اختلاف كليساى ارتدكس شرق و كاتوليك رومى از تقسيم بندى جغرافيايى و موضوع نسبتاً جزئى هم رتبه بودن اسقف اورشليم و اسقف روم آغاز شد، اما كم كم به برخى مسائل اعتقادى و آموزه هاى مذهبى كشيده شد. مى توان اختلافات عمده ى ميان اين دو فرقه را به شرح ذيل بر شمرد:

ادامه نوشته

مسیحیت و نهضت اصلاح دین

درک نهضت جهانی کلیساها(*) از جنبش اصلاح دین تحت تأثیر ارزیابی مجدد شخصیت مارتین لوتر(1) بوده است تا حدود زیادی رشد مطالعه درباره لوتر مدیون مورخان کاتولیک بوده است

ادامه نوشته

مسيح در آيين يهود (2)

مسيحا در تلمود
 

انديشه ي مسيحا در كتاب تلمود (1) داراي پيچيدگي است؛ زيرا اختلاف نظر ربانيّون درباره ي مفهوم مسيحايي و عقايد پيرامون آن، به گونه اي است كه شكل آن را سست و نامتعين مي سازد. آرمان مسيحايي پس از ويراني دوم اورشليم به دست تيتوس در سال 70 م قوت گرفت و اين اميد و آرمان در برخي از نوشته هاي مكاشفه اي كه پس از اين ويراني پديد آمد، منعكس گرديده است.(2) در بيشتر اين پيشگويي ها، به دوراني از رنج ها و سختي ها اشاره مي كنند و آنها را «محنت هاي مسيحايي» مي نامند كه به شكل هاي گوناگون اجتماعي و سياسي روي خواهد داد و احكام ديني و اخلاقي سست، و مورد بي توجهي قرار خواهد گرفت و در جنگي كه رخ خواهد داد، مسيحا بن يوسف كه چهره ي مبهم آگاداي تلمود است، كشته خواهد شد؛ اما الياس كه پيشاهنگ مسيحاست، او را دوباره زنده خواهد كرد و ديگري نيز انجام خواهد داد؛ مانند: تفسير كتاب مقدس، تصحيح نسب نامه هاي بني اسرائيل، انجام معجزات و واداشتن بني اسرائيل به توبه ي حقيقي و... .
ادامه نوشته

مسيح در آيين يهود (3)

مسيحا در عرفان قبالا
 

يكي از مواضعي كه بحث مسيحا در آيين يهود را مي توان در آن پي جويي كرد، عرفان يهودي است كه به «قبالا» معرف است. در قرن سيزدهم ميلادي كه گرايش هاي عقلي درباره ي تفسير دين و شريعت يهودي به اوج خود رسيده بود، گرايش مخالفي ايجاد شد و هر گونه بحث عقلي را تحريم، و بر تأملات عرفاني تأكيد كرد و به اين صورت، عرفان قبالايي شكل گرفت. البته مي توان نخستين نشانه هاي اين گرايش را در سال هاي دراز و ناخوش بني اسرائيل در كتاب دانيال و برخي نوشته هاي گائوني (1) متقدم ومتأخر يافت. اين گرايش عرفاني در دوراني كه بسياري از يهوديان اميد خود را از دست داده بودند، بارقه اي از اميد به رهايي و ظهور مسيحا را در دل آنها روشن كرد و آرزوي آينده روشن را براي آنها زنده كرد؛ هر چند توده ي مردم قدرت درک مفاهيم عرفاني و قبالا را نداشتند. بنابراين، در اين دوران نيز مدعيان دروغيني پيدا شدند و با ادعاي مسيحا بودن، عده ي زيادي را همچون ديگر مدعيان فريب، و به انحراف يا نااميدي سوق دادند كه مي توان از «ابراهيم ابوالعافيه» (1291-1240) اهل طليطله و «نيسيم بن ابراهيم» مدعي نبوت در شهر اويلا در اسپانيا نام برد.
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (1)

به رغم این که بحث در مورد صابئین، بحث تازه ای نیست و سابقه تحقیق کلاسیک پیرامون آنان به قرن هفدهم میلادی می رسد، اما آن چه پس از یک بررسی اجمالی در این باره به نظر می رسد، تشتت آرا و سردرگمی محققین قدیم و جدید است. مانع عمده در راه تحقیق پیرامون این موضوع، کمبود منابع و اطلاعات و نیز مغشوش بودن اطلاعات موجود می باشد، علاوه بر آن، استفاده یا سوء استفاده گروه های مختلف از عنوان صابئین، سبب اغتشاش بیش تر در اطلاعات مربوط به آنان گردیده، تا جایی که حتی تحقیقات مستشرقین و محققین جدید را نیز تحت الشعاع قرار داده است.

ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (2)

صابئين از نظر قرآن

واژه شناسي

مندا به معناي علم، شناخت،ادراك و يا عرفان ، واژه اي از زبان آرامي شرقي است. ( زبان آرامی یکی از کهنترین زبانهای سامی است که تعدادی از زبانهای زنده دنیا نظیر عربی و عبری از آن مشتق شده اند . این زبان ابتدا در بابل و آشور رواج داشته و بعدها در عهد هخامنشی زبان اداری و مکاتباتی دربار بود و بدین روی تعدادی از کتیبه های باقی مانده از هخامنشیان با خط میخی و به زبان آرامی نگاشته شده است . این زبان در تورات نیز کاربرد داشته و تعدادی از آیات سفر ارمیاء به این زبان نگارش یافته است . به طور کلی می توان این زبان را زبان بین المللی عهد کهن نامید چیزی مانند زبان عربی در دوره اسلامی و انگلیسی در زمان حاضر.)
مندايي (جمع آن : مندائيان) به معناي پيران عرفان، پيروان علم الهي يا پيروان شناخت هستي است. به همين مناسبت معبد آنان به نام مندي نام دارد.
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (3)

صابئين و حرانيان

در قسمت هاي قبل اشاره به موضوع صابئين و حرانيان كرديم. اما اين موضوع را در اين قسمت تكميل مي كنيم.
بر اساس يك روايت تاريخي، حرانيان در زمان مأمون خليفه عباسي ، براي كسب امتياز اهل كتاب بودن خود را صابئه خواندند. از اين پس عموم محققين و مورخين و متكلمين قرون ميانه اسلام همواره صابئين را گروهي ستاره پرست و معتقدان به اصحاب روحانيات همسان حرانيان معرفي كردند. دليل ديگر يكسان سازي صابئين و حرانيان توسط اين مورخين، استقرار طولاني صابئين مغتسله در شهر حران بود.
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (4)

8- الملل و النحل اثر محمد بن عبد الكريم شهرستاني

شهرستاني از متكلمين و فلاسه قرن ششم هجري است. در 479 ه ق در «شهرستانه» خراسان متولد و در 548 ه ق در موطنش سر به خاك مي گذارد اثر الملل و النحل است. به تعبيري مي توان آن را تاريخ دين و فلسفه ناميد. او در اين كتاب به تشريح آرا فلاسفه يونان و اسلام و انديشه هاي ديني عرب جاهليت و هند و ايران باستان و صابئني مي پردازد بخش مربوط به صابئين، تحت عنوان «صابيان»، از مهمترين مباحث كتاب شهرستاني است . تشريح آرا صابئيان در اندازه هايي كه شهرستاني ارائه كرده است ، در هيچ متني تاريخي – اسلامي يافت نمي شود . منابع شهرستاني در تشريح آرا صابئيان نامعلوم است. دسترسي شهرستاني به آرا صابئيان نيز غير قابل ارزيابي است. زيرا او در زماني مي زيسته كه تمامي معابد شهر حران (ويراني در 424 ه ق) نابود شده بودند. شهرستاني در طول زندگانيش تنها سه سال در بغداد (نظاميه بغداد) حضور داشته (510 تا 514 ه ق)، و ما بقي عمر خود را در ايالت خراسان بسر برده است. اگر تاريخ تاليف او را در 512 ه ق باور داشته باشيم، همواره اين سوال را در پيش رو خواهيم داشت كه با توجه به اقامت كوتاه سه ساله او در بغداد ، آيا منابع كافي در اختيارشهرستاني قرار گرفته، تا به تفسيري در كتابش درباره صابئين آمده ترديد نداشته باشيم؟
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (5)

زبان صابئين

يكي از راه هاي تعيين كننده خاستگاه مندايئان، بررسي هاي زبان شناسانه است. زبان هر قوم نشان دهنده خاستگاه جغرافيايي و تعلقات قومي – نژادي است. ما در اين بررسي بيش از همه مرهون تلاشهاي رودلف ماتسوخ زبانشناس فقيد آلماني هستيم. او در سال 1992 در پي حمله قلبي در شهر برلين وفات يافت. آخرين اثر او بررسي لهجه خرمشهري در زبان مندايي است كه پس از اقامت سه ماهه شيخ سالم چهيلي در برلين تدوين يافت.
ادامه نوشته

همه چيز درباره صابئين ( مندائيان ) (6)

دولت صابئين

مندائيان در طول تاريخ دو هزار ساله شان هيچ گاه دولت نداشتند. مندائيان به علت عدم استنتاج كلامي – فقهي از تعاليم ديني شان نتوانستند (در سير جامعه ديني شان)، به دولت مستقل و يا امارت دست يابند.
مهمترين عامل غير مادي در عدم دستيابي مندائيان به قدرت سياسي، همانا تعاليم ديني ايشان است. تعاليم ديني ، استفاده از زور و شمشير و به كارگيري قضاوت را ممنوع اعلام كرده است. برتري انسان بر انسان و يا حكومت انسان بر انسان محكوم شده است. هيچ انساني نبايستي عقل و اراده و روان خود را در اختيارانسان ديگر بگذارد. هر انسان بنا به عقل فطري اش به قدرت آسماني و قدرت لايزال فرشته هاي نوراني ايمان پيدا كرده، از اين طريق كمبود عقده حقارت و عقده قدرت در ضمير ناخودآگاه خود را بر طرف مي كند. در انديشه سياسي – ديني مندائيان، انسان حاكم انسان نيست، انسان راهبر جامعه نيست، انسان شاه انسان نيست، انسان راهبر جامعه نيست، انسان فقط دوست انسان است، كمك كار و دستگير انسان ديگر است . هيچ انساني حق ديكته كردن فكر و عقيده و عملش را بر انسانهاي ديگر ندارد.----
ادامه نوشته

مسیحیت ( مورمون )

این فرقه مذهبی به هیچ عنوان شاخه ای از مسیحیت نیست .

ریشه و تاریخ

هر چند جماعت مورمونی خود را ( کلیسای عیسی مسیح وابسته به مقدسان روزگار اخیر ) می خواند، ولی بیشترازآنکه یک فرقۀ مسیحی باشد، مذهبی است که براساس مکاشفه های جدیدی ، که جنبه های خاصی از مسیحیت راپذیرفته بنا شده است.
ادامه نوشته

مسيحيت  (27 مقاله )

برای مشاهده لیست مقالات به ادمه مطلب مراجعه کنید .
ادامه نوشته

دانشنامه ادیان / آشنایی با ادیان

به ادمه مطلب مراجعه کنید .
ادامه نوشته

ادیان الهی




ادامه نوشته