بدون ترديد در ذات دين، هيچ عنصر دين‏گريزانه وجود ندارد و تمام دستورات و اعتقادات ديني موافق فطرت و در راستاي سعادت انسان ها مي باشد. اگر انسان‏ها به دريافت معارف ديني نايل آيند، در هيچ رتبه‏اي از دين نمي‏گريزند، بنابراين، پديده دين‏گريزي به عنوان يك پديده اجتماعي، عيني و رفتاري، معلول ماهيت و ذات خود دين نيست، بلكه علت و يا علل دين‏گريزي را در خارج از قلمرو دين و آموزه‏هاي ديني بايد جست‏ و جو كرد.
پديده «دين‏گريزي» يكي از مشكلات اساسي جوامع انساني است كه همواره دغدغه‏هايي را براي رهبران ديني، دينداران و خانواده‏هاي متديّن به وجود آورده و تهديدهاي جدّي براي نسل جوان محسوب مي‏شود. اين پديده ناميمون مشكل امروز يا ديروز بشر نيست، بلكه سابقه ديرينه دارد و همواره جوامع بشري با آن دست به گريبان بوده‏اند. عوامل متعددي مانند ناهنجاري‏هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و رواني زمينه گريز انسانها را از دين فراهم مي‏نمايند.
علل روان‏شناختي گريز از دين:
1. ضعف معرفتي: قرآن نيز به اين حقيقت اشاره مي‏كند و گرايش به كفر و بي‏ايماني را ناشي از جهل و ضعف معرفتي انسان‏ها مي‏داند. حضرت نوح(عليه‌السلام) با صراحت، يكي از عوامل بي‏ايماني قوم خود را جهل و يا عدم معرفت صحيح به آموزه‏هاي ديني معرفي مي‏كند و در اين‏باره، به قوم خود مي‏فرمايد: (... ولكنّي اَراكُم قوما تجهلون.) (هود: 29) ريشه بيشتر بي ديني ها جهل و بى‏خبرى است، آن هم جهلى كه همراه با لجاجت و كبر و غرور مي باشد. در روايات نيز به اين معنا اشاره شده است.
حضرت علي(عليه‌السلام) درباره علت كفر مي‏فرمايد: «لو اَنّ العباد حين جهلوا وقفوا، لم يَكفُروا و لم يَضلّوا»؛ اگر افراد هنگام برخورد با مسائلي كه نمي‏دانند، درنگ مي‏كردند و عجولانه تصميم نمي‏گرفتند، كفر نمي‏ورزيد و گمراه نمي‏شدند.
بنابراين كسانى كه پرده جهالت و نادانى بر عقل و چشم آنان سنگينى كند، هميشه از دين و پذيرش حق گريزان خواهند بود.
2.برداشت‏هاي غلط از دين يا سطحي‏نگري: علاوه بر اينكه جهل و ضعف معرفتي موجب دين‏گريزي مي‏شود، برداشت‏هاي غلط و ناصواب از معارف ديني نيز در دين‏گريزي جوانان مؤثرند. بسياري از اوقات دين مساوي با «معنويت» در نظر گرفته مي‏شود و دين را در حد يك نياز معنوي كاهش مي‏دهند و اين‏گونه نتيجه مي‏گيرند كه نياز به معنويت فقط در مواقع سختي‏ها وبحران‏هاي شديد مفيد است و در ساير مواقع، نيازي به دين نيست و براي دين نقشي در زندگي روزمرّه خود قايل نيستند. قرآن به اين مطلب اشاره مي‏كند و مي‏فرمايد: (هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّي إِذَا كُنتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِينَ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ يَبْغُونَ فِي الأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْيُكُمْ عَلَي أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا... .) (يونس: 22و23) اين ديدگاه ساده‏انگارانه و كاهش‏گرايانه نسبت به معارف ديني به تدريج، موجب حذف دين از زندگي انسان مي‏شود.
3.دنيازدگى، ثروت‏طلبى و رفاه‏طلبى: اين از ديگر گرايش‏هايى است كه انسان را به دين‏گريزى مى‏كشاند. مرورى كوتاه بر برخى از آيات قرآن حاكى از آن است كه قوم نوح، فرعونيان و حتى مشركان حجاز به دليل وجود روحيه، دنيازدگى، ثروت‏طلبى و رفاه‏طلبى در برابر انبيا عليهم‏السلام صف‏آرايى كردند و از دستورات الهى سرپيچى نمودند.امروزه نيز اين عامل بيشتر مصداق دارد. «بدون شك، خداجويى و دين خواهى در فطرت انسان جاى دارد ولى مى‏بينيم بيشتر مردم چه در گذشته و چه در حال كمتر به سراغ دين و ارزش‏هاى معنوى روى مى‏آوردند، علّت اين دين گريزى اين است كه با التزام به دين بايد بسيارى از لذّت‏ها و كامجويى‏ها را كنار بگذارند و تحت تكليف زندگى كنند. اين جاست كه شيطان به سراغ آنها مى‏رود و اين كارها را در نظر آنان مى‏آرايد و آنها به دام شيطان گرفتار مى‏شوند و دين را كنار مى‏گذارند و به سراغ كامجويى‏هاى خود مى‏روند و بدين گونه ميان آنان و شيطان دوستى برقرار مى‏شود.»
(كوثر، ج‏6، ص: 167)
عوامل جامعه‏شناختى دين‏گريزى:
1. خانواده: خانواده ها با تربيت نادرست و ناقص خود اغلب زمينه هاي دين گريزي را فراهم مي كنند. روايتى از رسول‏ اكرم صلى‏الله‏ عليه‏ و ‏آله نقل شده است: «كلُّ مولودٍ يُولَد على الفطرةِ فاَبواهُ يَهوّدانهِ او يُمجّسانه»؛(6) هر انسانى كه به دنيا مى‏آيد، در ذاتش به خداپرستى گرايش دارد. اما پدر و مادر او را از خالق هستى دور كرده، باعث انحراف وى از دين‏مى‏شوند.
2. دوستان ورفيقان ناباب:دوستان نقش مهمي در زندگي انسانها دارند. در همين باره، مى‏توان به روايتى از امام صادق عليه‏السلام تمسّك جست: «المرءُ على دينِ خليله.» به همين دليل است كه گاهى يك فرد فاسق در مدتى كوتاه گروه زيادى را از دين بى‏زار مى‏كند.
در تأييد مطلب مزبور مى‏توان به برخى از آيات ، كه بيانگر شِكوه و شكايت اهل دوزخ از دوستان و اطرافيان خود مى‏باشند، اشاره كرد: «... يَا لَيْتَنى اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً يَا وَيْلَتَا لَيْتَنى لَمْ أَتَّخِذْ فُلانا خَليلاً لَقَدْ أَضَلَّني عَنِ الذِّكْر بَعْدَ إذْ جَاءَني» (فرقان: 27و28) اين آيه با صراحت تمام، به نقش گروه‏هاى صميمى (دوستان و اطرافيان) فاسد در گمراهى و دين‏گريزى اشاره مى‏كند.
3. قدرتهاي شيطاني ،مطبوعات و رسانه هاي جمعي تحت قدرت مستكبرين: مستكبران در هر زمانى با شيوه‏هاى گوناگون تبليغاتى، شايعه و تهمت، و زدن برچسب‏هايى مثل مخالف آزادى، مرتجع و عقب مانده و يا با ترويج شك و شبهه، تحقير و استهزاى باورهاى دينى مردم، موجبات دين‏گريزى را فراهم كرده‏اند. مردم را از دين گريزان مى‏كنند. براى نمونه، هنگامى كه شعيب عليه‏السلام مردم را به ترك بت‏پرستى و پرهيز از كم‏فروشى دعوت مى‏كرد، به او مى‏گفتند: اين دعوت تو مخالف با آزادى انسان‏هاست. آزادى انسان حكم مى‏كند هر كه را خواست، بپرستد و هرگونه كه خواست در اموالش تصرف كند. (ترجمه تفسير الميزان ج 10، ص 369.)
وپايان سخن از استاد مطهري كه: «يكي از چيزهائيكه موجب اعراض و تنفر مردم از خدا و دين و همه‏ معنويات مي‏شود آلوده بودن محيط و غرق شدن افراد در شهوت پرستي و هوا پرستي است ، محيط آلوده همواره موجبات و تحريك شهوات و تن پروري و حيوان صفتي را فراهم مي‏كند . بديهي است كه غرق شدن در شهوات پست‏ حيواني با هرگونه احساس تعالي اعم از تعالي مذهبي يا اخلاقي يا علمي يا هنري منافات دارد . همه آنها را ميميراند . آدم شهوت پرست نه تنها نمي‏تواند احساسات عالي مذهبي را در خود بپروراند، احساس عزت و شرافت‏ و سيادت را نيز از دست مي‏دهد ، احساس شهامت و شجاعت و فداكاري را نيز فراموش مي‏كند ، آنكه اسير شهوات است جاذبه‏هاي معنوي اعم از ديني و اخلاقي و علمي و هنري كمتر در او تأثير دارد...(امدادهاي غيبي،صص41-47)
پس در نتيجه، اگر ناهنجاري‏هاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي، سياسي و رواني كه زمينه گريز انسانها از دين را فراهم مي‏نمايند از بين بروند دين گريزي از بين مي رود و دين گرايي بوجود مي آيد.

منابع:
1. نگاهى به عوامل جامعه‏شناختى و روان‏شناختى دين‏گريزى ؛ابراهيم اصفهانى
2. نگاهي روان‏شناختي به آسيب‏شناسي دين‏باوري جوانان ؛ابوالقاسم بشيري
3. عوامل و ريشه هاي دين گريزي از منظر قرآن و حديث ،علي اجزاء شكوهي
4.موسوى همدانى سيد محمد باقر، ترجمه تفسير الميزان، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسين حوزه علميه قم - قم، چاپ پنجم، 1374 ش
6.مطهري،مرتضي؛امدادهاي غيبي ،آثار آنلاين