عقیده بهائیان در مورد تحریف قرآن چیست؟ 

منابع اساسی و مسلم بهائیت، مؤید این نظر است که قرآن مجید، در طول تاریخ، به هیچ وجه دستخوش تحریف نگشته است.

"میرزا حسینعلی" در لوحی مندرج در کتاب " مائده آسمانی" [1]، همچنین در کتاب " ایقان" [2]، و "سورة الملوک" [3] جزماً اعتراف و اذعان می دارد که: «قرآن به هیچ وجه و صورتی، تحریف در آن راه نیافته، و قرآن تمام بوده و اکنون نیز همان است که بوده است ».
بر اساس ملاحظه الواح و تصریحات مذکور است، که عبد الحمید اشراق خاوری، عقیده بهائیت را در خصوص شبهه تحریف قرآن مجید، چنین اذعان می دارد: « به صراحت در الواح الهیه نازل گردیده که قرآن مجید تمام و کامل، و از دستبرد سارقین و مغرضین محفوظ است ».[4]
نه تنها قرآن مجید از دستبرد و هر نوع تحریفی در امان بوده است، بلکه بهائیان را الزام است که به اتکاء کتب و آثار زعمایشان، چنین عقیده داشته باشند که کتب آسمانی سلف دست نخورده، و مبرّا از هر نوع تحریفی است.
"میرزا حسینعلی" در این خصوص تصریح می کند: « چون عاجز از جواب می شوند، تمسک به این نمایند که این کتب تحریف شده و من عند الله نبوده و نیست... این قول، نهایت بی معنی و بی اصل است. آیا می شود کسی معتقد به کتابی گشته و من الله دانسته، آن را محو نماید؛ و از این گذشته، تورات در همه روی ارض بود؛ منحصر به مکه و مدینه نبود که بتوانند تغییر دهند و یا تبدیل نمایند، بلکه مقصود از تحریف، همین است که الیوم، جمیع علمای فرقان به آن مشغولند و آن تفسیر و معنی نمودن کتاب است بر هوی و میل خود ».[5]
بر این اساس، میرزا ابوالفضل گلپایگانی در کتاب « مجموعه رسائل » می نویسد:
« ولکن اهل "بهاء"... بحکم کریمه «
وَ لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللهِ» و کریمه «إِنّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَإِنّا لَهُ لَحافِظُونَ».
حفظ الهی را مانع از تغییر حجت باقیه می دانند و کلام خداوند را، مصون از رمی شیطان و مداخله مبطلین می شناسند و تحریف کلمات الهی را تفسیر بغیر ما اراده می دانند ».[6]
تنها دلیلی که در عقیده بهائیت، موجد نسخ قرآن مجید شده است، همانا سخن و زبان عقیده علی محمد شیرازی است، که "حسینعلی میرزا"، آن را تصویب و چنین نقل نموده است:
« اگر اعتراض و اعراض اهل فرقان نمی بود، هر آینه شریعت فرقان در این ظهور نسخ نمی شد ».[7]
بر این اساس، مستقیماً می توان نتیجه گرفت که تحریف، نقص و مقتضیات زمان، موجب نسخ کتاب قرآن کریم نیست، بلکه این لجاجت و اظهار مخالفت بعضی از شیعیان، نسبت به علی محمد شیرازی بوده است که او را وادار به مقابله و اظهار دشمنی متقابل نموده است. و چون دستش به سرکوبی مخالفان نرسیده، کتاب خدا را نسخ کرده است ! ؟...
دیگر آنکه، اگر شیعیان نسبت به علی محمد شیرازی مدارا می کردند و اعتراض و اعراض نمی نمودند، به تصریح نص مذکور، شریعت اسلام نسخ نمی شد، و با عدم نسخ شریعت اسلام، حالتی به وجود می آمد که مانعة الجمع است، از یک طرف شریعت اسلام نسخ نشده، پس بایست پیرو آن بود؛ و از سوی دیگر چون به علی محمد شیرازی گرویده اند، بایست دست از شریعت اسلام برداشت و متمسک به "بیان" شد ؟...[8].

[1]. ج 7، ص 219.
[2]. ص 154.
[3]. ج 5، ص 11 و 22.
[4]. محاضرات، ص 10.
[5]. ایقان، ص 65.